تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
آيةالله شهيد مطهّرى رضوان‌الله‌عليه از قديمىترين دوستان و رفقاى مرحوم والد بودند كه سوابقى طولانى با ايشان از زمان تحصيل در قم داشتند . روابط ميان ايشان خصوصاً در اواخر ، آنقدر صميمى بود كه علّامهء والد كتاب شريف رسالهء لب‌ّاللباب را كه در ترويج سيروسلوك و حركت‌دادن نفوس به عالم توحيد كم‌نظير است ، به روح آن مرحوم هديّه نموده‌اند و در مقدّمهء آن از مرحوم آيةالله شهيد مطهّرى چنين ياد مىكنند : دوست مكرّم و سرور ارجمند مهربانتر از برادر ما ، مرحوم آيةاللّه شيخ مرتضى مطهّرى رضوان‌الله‌عليه كه سابقهء آشنائى ما با ايشان متجاوز از سى و پنج سال است . . . « 1 » و در موضعى ديگر دربارهء ايشان مىفرمايند : رفيق ديرين و مصاحب صميمى ما مرحوم شهيد آيةالله حاج شيخ مرتضى مطهّرى قدّس‌الله‌سرّه گويد : . . . « 2 » از اين عبارات مىتوان ميزان انس و محبّت ميان ايشان و مرحوم آيةالله مطهّرى را به خوبى فهميد . مرحوم آيةالله مطهّرى نيز از قديم‌الأيّام به علّامهء والد محبّت و ارادتى خاصّ داشتند و در برخى از آثارشان به اين ارادت اشاره كرده‌اند . « 3 »
هامش
( 1 ) . رسالهء لب‌ّاللباب در سيروسلوك اولىالألباب ، ص 17 . ( 2 ) . الله‌شناسى ، ج 2 ، ص 38 . ( 3 ) . در يكى از كتابهاى خود در مقام نقل حكايتى از علّامهء والد در زمان رفاقتشان مىگويند : يكى از رفقاى ما كه الآن هست و من بسيار به او ارادت دارم . ( اسمش را نمىبرم كه مسلّم ميدانم خودش راضى نيست ) خيلى از اين جور جريانها دارد . يك وقتى قضيّه‌اى نقل ميكرد . . . ( مجموعه آثار استاد شهيد مطهّرى ، ج 4 ، ص 474 ) و در موضعى ديگر در زمان ورود به وادى سير و سلوك ، در يكى از نامه‌هاى خود مىنويسند : « اضافه ميكنم كه الآن در شرائط روحى متفاوتى با آن وقت هستم و تجربه‌هاى