رحمةً واسعةً . « 1 »
و در قسمت ديگرى چنين مرقوم فرمودهاند : و در ضمن با آقايان ديگر هم در ارتباط بوديم ؛ با جناب آيةالله ميلانى و آيةالله آخوند ملّاعلى همدانى و بعضى از علماء ديگر مثل مرحوم آيةالله صدوقى در يزد كه ايشان خيلى فعّاليّت ميكرد و كارهايشان خيلى خوب بود . و مرحوم آيةالله دستغيب در شيراز كه از رفقاى ما بود و خيلى زحمت مىكشيد . همچنين آيةالله سيّد محمّدعلى قاضى در تبريز ، و همچنين آيةالله آقا عزّالدّين زنجانى كه الآن در مشهد هستند ، ايشان هم در زنجان بودند و عليه دستگاه خوب كار ميكردند و حدود دو ماه هم زندان رفتند . خيلى اينها زحمت كشيدند . « 2 »
بارى مرحوم آيةالله دستغيب انسانى بسيار شريف و دلسوخته و راهرفته بودند و پس از ارتحال مرحوم آقاى انصارى تغمّده الله برحمته ورضوانه نسبت به حضرت آقاى حدّاد نيز محبّت داشتند و ايشان را انسانى بزرگ و صاحب حالات و مقامات و از اولياء خدا مىدانستند و مكرّراً به محضرشان شرفياب مىگشتند .
والد معظّم در شرح سفر خود به عتبات در سنهء 1387 هجرى قمرى مىفرمايند :
و از جمله كسانى كه در اين سفر چندين بار بلكه كراراً و مراراً خدمت آقا مىآمدند ، رفيق صديق و حميم و دوست شفيق و قديمى و گرامى ما : حضرت آيةالله مرحوم شهيد حاج سيّد عبدالحسين دستغيب شيرازى رحمةالله تعالىعليه بودند كه از شيراز براى زيارت أعتاب عاليات در اين ايّام مشرّف شده بودند . و حقير هم با حضرت آقاى حدّاد يك بار در مسافرخانه كربلا به ديدنشان رفتيم . سوابق آشنائى ايشان هم با حضرت آقا از سابق الأيّام بوده است ، و
هامش
( 1 ) . وظيفهء فرد مسلمان در إحياى حكومت اسلام ، ص 249 .
( 2 ) . همان مصدر ، ص 164 تا 166 .