تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
جمال باشد أبداً در نظرم نبود و برايم اهميّت نداشت . و ظاهراً روى همين جهات بعد از اطّلاع بر تقوا و صلاح مرحومهء والدهء ما ، به ديگر جهات التفات ننموده بودند و با وجود آنكه شرعاً جائز است كه قبل ازدواج داماد همسرش را ديده و از محاسن ظاهر وى مطّلع گردد ، ايشان اصلًا در اين جهت اقدام ننموده بودند . در مورد ازدواج سادات نظرشان مانند پدر بزرگوارشان مرحوم آيةالله حاج سيّد محمّدصادق حسينى طهرانى رضوان‌الله‌عليه اين بود كه فقط با سادات ازدواج كنند و بر اين معنا در فرزندان خود تأكيد داشتند . لذا براى تمام فرزندان ذكور و إناث از سادات همسر انتخاب نمودند . ميفرمودند : عروس و داماد هرچه بيشتر كفو و هم‌شأن و هم‌درجه باشند بهتر است و شرافت سادات اقتضاء مىكند كه در درجهء اوّل با سادات ازدواج نمايند ؛ سيّد كفو سيّده و سيّده كفو سيّد است و هردو از اولاد رسول الله صلّىالله عليه وآله وسلّم بوده و از نور آن حضرت بهره‌مند هستند . اگر پدر و مادر هر دو سيّد باشند نسلشان خيلى بابركت‌تر مىشود و فرزندانشان از نورانيّت بيشترى برخوردار ميگردند . ميفرمودند : سادات امّى نيز از ذرارى حضرت زهراء سلام‌الله‌عليها بوده و نسبت بدان حضرت محرمند و احكام ذرارى بر ايشان هم بار مىشود ، ولى ترجيحاً بهتر است كه براى ازدواج از سادات أبى انتخاب شود . از برخى از روايات نيز حسن ازدواج بنىهاشم با يكديگر استفاده مىشود ؛ مانند حديث مروىّ از حضرت رسول اكرم صلّىالله عليه وآله‌وسلّم كه : أَنَّهُ نَظَرَ النَّبِيُّ إلَى أَوْلادِ عَلىٍّ وَ جَعْفَرٍ فَقالَ : بَناتُنا لِبَنينا وَ بَنونا لِبَناتِنا . « 1 » « حضرت
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 42 ، ص 92 .