هامش
امروزه مهريّهء دختران بطور سرسامآور بالا رفته است و بدين جهت مانع عظيمى در سر راه ازدواج واقع شده است . در حقيقت ازدواج و نكاح را مبادلهء دختر با مهريّه مىدانند ، و هر كس مىخواهد شرف و عزّت خود را به ذىقيمتبودن دختر خود كه مساوق با مهريّهء بيشتر است حفظ كند ، و از اين راه ، تنافس و خودفروشى و منيّت ، بازارى گرم پيدا نموده است .
هر دخترى كه شوهر مىكند ، مىخواهد مهرش از أقران وى افزون باشد . و اين چند پىآمد نكوهيده را در بر دارد :
اوّل : سدّ باب نكاح و سدّ تكثير آن ، در حالى كه شارع اسلام امر به نكاح و تسريع و تكثير آن نموده است .
دوّم : عدمتمكّن مردان از پرداختن مهريّه كه بايد نقدينهاى باشد كه به زنان تقديم مىدارند ، و بجاى آن ، مَهر بر ذمّه و دَين نشسته است ؛ يعنى مهريّه در ذمّهء زوج تعلّق مىگيرد تا بعداً بپردازد . و اين خود چند عيب مهمّ دارد :
زيرا اوّلًا : مهريّههاى سنگين براى مرد قابل پرداخت نيست ، فلهذا متمكّن از أداء آن نمىشوند تا بميرند و يا زن بميرد . و در آنصورت هم چون سنگين است چهبسا ورثه قادر بر پرداخت آن نيستند ، و تا آن زمان هم خود ماليّهء معتنابهى كه بتواند ادا كند بدست نياورده است . و چهبسا اين گونه مهريّهها كه عادةً زوج قادر بر اداء آن نيست موجب إبطال مهريّه در عقد مىشود - اگر نگوئيم : موجب بطلان اصل عقد نكاح است - و اين عقد از مهرالمسمّى به مهرالمثل تنزّل پيدا مىنمايد .
و ثانياً : در شب مذاكره و معارفه فيما بين أرحام زوجين كه به شب « بلّه بران » معروف است ، بجاى صميميّت و محبّت ، تباغض و منيّت و خودفروشى در مذاكرات فيما بين صورت مىگيرد ؛ زيرا خاندان عروس تا حدّ امكان سعى مىكنند خود را ذىارج قلمداد كنند و با شواهد و أمثال و كسب و شهرت و سائر امور اعتباريّه ، دختر خود را گرانقدر و پربها جلوه دهند ، تا مهريّهاى را كه مىخواهند بر آنها قالب زنند ، جاى خود را بگيرد . و خاندان داماد نيز براى آنكه زياد نباخته باشند ، تا سرحدّ قدرت براى شكستن دعاوى مقابل مىكوشند و با شواهد و أمثال و بيان نمونهها مىخواهند قدرِ واقعى دختر را بنمايانند ،