نصائح ايشان با اراده و انتخاب خودم وارد حوزه شده بودم ، ايشان هربار در پاسخ ميفرمودند : ايشان خودشان مىخواهند طلبه شوند و تصميمشان را گرفتهاند و برنمىگردند .
در مورد فرزندان ذكور كه همگى در رشتهء علوم دينى بودند نظرشان بر آن بود كه تا عمدهء دروس را به اتمام نرسانده و به درس خارج نرسيدهاند ازدواج نكنند . ميفرمودند : استحباب زود ازدواجكردن مربوط به طلّاب علوم دينى نيست . اگر طلبهاى مشغول درس است و شهوت بر او غلبه نكرده و آرامش و حضور قلب او محفوظ است خوب است كه ازدواج را به تأخير بياندازد تا بار درسها را به منزل مقصود برساند . « 1 »
هامش
( 1 ) . مرحوم والد رضواناللهعليه در نورملكوتقرآن ، ج 2 ، ص 506 و 507 ميفرمايند :
ما در بعضى از موارد مىيابيم كه احكام پنجگانه : وجوب ، استحباب ، اباحه ، كراهت ، حرمت ؛ بر روى متعلّق واحدى جعل مىشود ، همچون نكاح فى المثل ، كه فى حدّ نفسه مستحبّ است و سنّت .
امّا در جائى كه شهوت غلبه كند و راهى مشروع براى استفراغ منىّ نباشد ، و خوف وقوع در تهلكه و ضرر و مرض جسمى و يا نفسانى بوده باشد ، همين امر نكاح واجب مىشود .
و در جائى كه نكاح ، مزاحمت با امر اهمّ واجب كند ؛ مانند تحصيل معارف اسلاميّه و اصول عقائد ، و يا پرستارى از مادر پير و ناتوان كه قادر بر انجام ضروريّات خود نباشد ، و أمثالهما در اين صورت حرام است .
و اگر جهات راجحه و مرجوحه به قدر هم متساوى باشند ، مباح است .
و اگر جهت مرجوحه بر جهت راجحه زيادتى كند ، مكروه است . مثل آنكه جوانى است كه شهوت بر او غلبه نكرده ، و مشغول تحصيل معارف دينى و تعلّم قرآن و اخبار و فقه و تفسير و حكمت و عرفان است ، و با وجود اقدام به امر نكاح گرچه باز مىتواند به دروس خود ادامه دهد ، و ليكن خواهى نخواهى ضربهاى بر او وارد مىشود و در تحصيل كمالات