عمرمان بيهوده نگذرد . آنقدر در اين جهت توصيه فرموده بودند كه تمام اوقات شبانهروز و ايّام تعطيل را درس مىخوانديم و مطلقاً فرصت و مجالى براى كار ديگرى فراهم نمىشد ؛ حتّى چند سال پس از ازدواج كه حقير در اواسط درس خارج بودم ، بالأخره خداوند روزى فرمود و به منزلى رفتيم كه اطاقى براى ميهمان داشت و ممكن بود كه كسى به ديدن ما بيايد ، از همان اوّل امر فرمودند كه : در منزل مطلقاً ميهمان قبول نكنيد ، مگر آنكه شرط كنيد كه بيش از نيم ساعت ننشينند ، و در مقابل هيچ كس نيز مأخوذ به حياء نشويد و به صراحت بگوئيد كه به علّت اشتغال به تحصيل از ميهماندارى معذوريد .
ازدواج فرزندان
ميفرمودند : در انتخاب عيال آنچه مهمّ است تقوا و اخلاق است و جهات ظاهرى از جمال و مال و مكنت و امور اعتبارى نبايد اهميّت داشته باشد . اگر انسان وجههء همّت خود را تقوا و ديندارى قرار داد خداوند جمال و انس و الفت و و داد را هم روزى وى مىكند ؛ چنان كه مرحوم كلينى با سند صحيح روايت مىكند كه :
إذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ لِجَمالِها أَوْ مالِها وُكِلَ إلَى ذَلِكَ ؛ وَ إذا تَزَوَّجَها لِدينِها رَزَقَهُ اللَهُ الْجَمالَ وَ الْمالَ . « 1 »
« اگر مردى با زنى به خاطر جمال و مالش ازدواج كند ، خداوند او را به جمال و مال آن زن واگذار مىنمايد . و اگر با زنى به جهت دينداريش ازدواج نمايد ، خداوند مال و جمال را نيز روزى وى مىگرداند . »
دربارهء ازدواج خودشان ميفرمودند : من كه خواستم ازدواج كنم فقط ايمان برايم مهمّ بود ، به اينكه عيال ما مؤمنه باشد ، و امّا اينكه صاحب مال و
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 333 .