تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
كه هم معانى عالى و بلندى دارد و هم يادآور آن حضرات است انتخاب نمايند . و اگر اسم كسى از اسامى خداوند متعال چون رحيم و كريم و مجيد بود ، آن را عبدالرّحيم و عبدالكريم و عبدالمجيد صدا مىكردند و ميفرمودند : نبايد از اسماء خداوند براى بندگان استفاده كرد . و نيز در القابى كه اشاره به مقام و جايگاه معصومين عليهم‌السّلام دارد و به نوعى مختصّ به آن بزرگواران است ؛ مثل : رسول و امير ، ميفرمودند : عبدالرّسول و عبدالأمير صدا بزنيد . عنايت به درس فرزندان و تشويق به تحصيل در حوزه نسبت به درس فرزندان خود بسيار أهمّيت ميدادند ؛ چه قبل از طلبگى و چه پس از آن ، درسهاى ما را كاملًا نظارت ميفرمودند . اگر لازم بود خودشان دروس را از ما مىپرسيدند و تحويل ميگرفتند و گاهى خودشان تدريس مىنمودند ؛ چنان كه صمديّه را خودشان به بنده درس ميدادند و باز همان درس را پس مىگرفتند و برخى كتب ديگر نيز همچون مختصرالنّافع و معالم و برخى از كتب شرح لمعه و شرح منظومه و قسمت معظمى از جلد اوّل أسفار را در محضر ايشان خوانديم . در تصميم‌گيرىهائى مثل انتخاب رشتهء درسى سعى ميكردند زمينه را براى ما فراهم نمايند تا خودمان مطلب را بفهميم و تصميمى صحيح اتّخاذ كنيم ؛ چون اين نوع مسائل احتياج به علاقه و اشتياق دارد و اگر انسان بدون ارادهء خود وارد آن شود نفعى ندارد . مثلًا پس از دوران ابتدائى ما را نسبت به طلبه‌شدن يا ادامهء تحصيل در مدرسهء متوسّطه اجبار نكردند ، بلكه مسأله را كاملًا تبيين فرموده و توضيح دادند كه دروس حوزه درس دين و قرآن است و اين راه ، راه ورود به ادراك سيرهء