تلاوت مىكردند .
طبق رويّهء مرحوم قاضى و مرحوم حدّاد رضواناللهعليهما ، چون براى بيدارى سحر برمىخواستند مختصرى تناول مىكردند كه معده خالى نباشد و بدن در بيدارى سحر با شادابى و طراوت همراه باشد ، گرچه شادابى و طراوت دل و جان اولياء خدا تنها به عشق حضرت معبود جلّجلاله است .
ايشان علاوه بر خواب شب ، معمولًا بعد از غذاى ظهر نيز مقدارى استراحت ميكردند ، شايد گهگاهى نيز به جهت خستگى ، خواب قيلوله نيز داشتند ؛ ولى صبحها تا هنگام بالاآمدن خورشيد و وقت ضُحى و نيز قبل از غروب نمىخوابيدند و نسبت به آن نهى ميفرمودند .
كما اينكه از امام صادق عليهالسّلام از حضرت رسولأكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم روايت شده است :
النَّوْمُ مِنْ أَوَّلِ النَّهارِ خُرْقٌ وَ الْقآئِلَةُ نِعْمَةٌ وَ النَّوْمُ بَعْدَ الْعَصْرِ حُمْقٌ وَ بَيْنَ الْعِشآءَيْنِ يَحْرِمُ الرِّزْقَ . « 1 »
« خوابيدن در اوّل روز كارى جاهلانه و ناصواب و موجب محروميّت از روزى است و خواب قيلوله نعمت است و خواب بعد از عصر موجب حماقت و كمعقلى ميگردد و خواب بين مغرب و عشاء انسان را از رزقش محروم مىنمايد . »
معمولًا بيدارى سحر را به نماز صبح و بيدارى بينالطّلوعين متّصل ميفرمودند ، كما اينكه دأب مرحوم قاضى و مرحوم حدّاد رضواناللهعليهما نيز چنين بود .
و امّا هنگام بيدارشدن نيز طبق سنّت سنيّهء رسول خدا صلّىاللهعليهوآله بلافاصله به سجده مىافتادند و اذكار هنگام بيدارشدن را مىخواندند و
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 73 ، ص 185 ؛ و در منلايحضرهالفقيه ، ج 1 ، ص 502 ، از امام باقرعليهالسّلام نقل نموده است .