حَميمًا وَ لايَأْوى دارًا وَ لايَسْكُنُ عُمْرانًا وَ لايَلْبَسُ ثِيابًا لَيِّنَةً وَ لايَقِرُّ قَرارًا ، وَ يَعْبُدُ اللَهَ لَيْلًا وَ نَهارًا راجِيًا بِأَنْيَصِلَ إلَى مايَشْتاقُ إلَيْهِ وَ يُناجِيهُ بِلِسانِ الشَّوْقِ مُعَبِّرًا عَمّا فى سَريرَتِهِ .
كَما أَخْبَرَ اللَهُ تَعالَى عَنْ موسَى عَلَيْهِالسَّلامُ فى ميعادِ رَبِّهِ : وَ عَجِلْتُ إلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَى . وَ فَسَّرَ النَّبِىُّ صَلى اللَهُ عَلَيْهِ وَءَالِهِ وَسَلَّمَ عَنْ حالِهِ أَنَّهُ ما أَكَلَ وَ لا شَرِبَ وَ لا نامَ وَ لا اشْتَهَى شَيْئًا مِنْ ذَلِكَ فى ذَهابِهِ وَ مَجِيئِهِ أَرْبَعينَ يَوْمًا شَوْقًا إلَى رَبِّهِ . « 1 »
« كسى كه شوق لقاء إلهى در او پديدار شده ، نه به غذائى ميل دارد و نه از نوشيدنىاى لذّت مىبرد و نه خواب را خوش مىدارد و نه با كسى انس مىگيرد و نه در منزلگاهى آرام يافته و نه در آبادانى سكنى مىگزيند و نه لباس نرم به تن مىنمايد و نه آرامشى در او وجود دارد . شب و روز خداوند را عبادت مىكند به اميد آنكه به آنچه شوق دارد برسد و خداوند را با زبان اشتياق مىخواند و آنچه را در سويدا و باطنش دارد بيان ميدارد .
همانطور كه خداوند از حضرت موسى عليهالسّلام در زمانى كه به ميعاد إلهى رفت خبر داد كه به درگاه إلهى عرض نمود : خداوندا من به سوى تو تعجيل نموده و شتافتم تا خوشنود و راضى شوى . و حضرت پيامبر أكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم حال موسى را اينطور تفسير فرمودند كه : وى در مدّت رفت و برگشتش كه چهل روز طول كشيد ، به واسطهء شوقى كه به پروردگارش داشت نه خورد و نه نوشيد و نه خوابيد و نه تمايل و اشتهائى به خواب و خوراك و نوشيدنى داشت . »
حال علّامهء والد در جوانى به همين شكل بود كه غالباً يا اصلًا خواب
هامش
( 1 ) . مصباحالشّريعة ، ص 196 .