و نيز روايت مىكند كه :
لا سَهَرَ إلّافى ثَلاثٍ : مُتَهَجِّدٍ بِالْقُرْءَانِ وَ فى طَلَبِ الْعِلْمِ أَوْ عَروسٍ تُهْدَى إلَى زَوْجِها . « 1 »
« بيدارى در شب سزاوار نيست مگر براى كسى كه به قرائت قرآن يا طلب علم مشغول بوده يا بخاطر عروسى كه به منزل شوهر برده مىشود . »
والد معظّم روحىفداه به ذكر قبل از خواب ملتزم بودند و شبها قبل از آنكه به خواب روند ، همانطور كه دراز كشيده بودند ، تسبيح به دست ، دستشان را زير سر گذاشته و مدّت زيادى مشغول ذكر مىشدند .
به خوابيدن رو به قبله ، هم خود مقيّد بودند و هم به سائرين تأكيد مىنمودند و ميفرمودند : اتيان اين سنّت ، هم به صورت محتضر ممكن است كه انسان به پشت بخوابد و پايش را رو به قبله قرار دهد و هم به صورت ميّت كه بر پهلوى راست بخوابد و صورت و جلوى بدنش رو به قبله باشد و البتّه صورت دوّم ( خوابيدن مانند ميّت در قبر ) ترجيح دارد . « 2 »
هامش
( 1 ) . همان مصدر ، ص 178 .
( 2 ) . آنچه در هنگام خواب مهمّ است ، حضور قلب و توجّه به خداوند متعال است كه براى تحصيل بيشتر اين معنا خوب است مؤمن هميشه رو به قبله بخوابد . در هنگام خواب چه انسان بهشكل محتضر بخوابد و چه بهمانند ميّت و بر شانهء راست باشد ، در هر دو حال استقبال قبله صدق مىكند و لذا در روايات ، استقبال قبله را در باب احتضار به خوابيدن به پشت و قراردادن پا به سوى قبله تفسير فرمودهاند . ( وسآئلالشّيعة ، ج 2 ، ص 452 و 455 )
و در برخى از روايات آمده است كه خواب انبياء بر پشت و خواب مؤمنين بر پهلوى راست است . شيخ صدوق به سند خود از حضرت أميرالمؤمنين عليهالسّلام روايت مىكند كه آن حضرت فرمودند : النَّومُ عَلَى أربَعَةِ أصنافٍ : الأنبِيَآءُ تَنامُ عَلَى أقفِيَتِها مُستَلقِيَةً و أعيُنُها لاتَنامُ مُتَوَقِّعَةً لِوَحىِ رَبِّها عَزَّوجَلَّ ، و المُؤْمِنُ يَنامُ عَلَى يَمينِهِ مُستَقبِلَ القِبلَةِ ، و المُلوكُ و أبناؤُها تَنامُ عَلَى شِمالِها لِيَستَمرِءوا ما يَأْكُلونَ ، و إبليسُ و إخَوانُهُ و كُلُّ مَجنونٍ و ذوعاهَةٍ يَنامونَ عَلَى