تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
هامش
حضرت به درجهء رفيعهء شهادت رسيدند ، بحربن‌كعب روى آورده و آن را به غارت برد ، و آن حضرت را عريان گذارد . » علّامهء والد سپس در توضيح ميفرمايند : بارى منظور از بيان اين حديث آن‌است‌كه حضرت شلوار كوتاه را لباس ذلّت شمرده و از پوشيدن آن امتناع كردند . بر اساس همين سيرهء اسلاميّه است كه امّت مسلمان از پوشيدن لباس كوتاه مطلقاً خوددارى مىكنند بخلاف كفّار كه لباس كوتاه در ميان آنها امر رايجى است . و در نقل لهوف چنين آمده است : وَ قالَ الحُسَينُ عَلَيه‌ِالسّلامُ : ابْغوا لى ثَوبًا لايُرغَبُ فيهِ ، أجْعَلْهُ تَحتَ ثِيابى لِئَلّا أُجَرَّدَ مِنهُ . فَأُتِيَ بِتُبّانٍ فقَالَ : لا ، ذاكَ لِباسُ مَن ضُرِبَت عَلَيهِ الذِّلَّةُ . فَأخَذَ ثَوبًا خَلَقًا فَخَرَقَهُ و جَعَلَهُ تَحتَ ثِيابِهِ . ( لهوف ، ص 123 ) البتّه لباس ذلّت لباسىاست كه كوتاه‌تر از حدّ زانو باشد ولى اگر بلندتر از زانو باشد پوشيدن آن در زير ديگر لباسها منعى ندارد ؛ چنان كه در مناقب در شرح همين واقعه آورده است : قالَ عَلَيه‌ِالسّلامُ : ائْتونى بِثَوبٍ لايُرغَبُ فيهِ ألْبَسْهُ غَيرِثِيابى لا أُجَرَّدُ فَإنّى مَقتولٌ مَسلوبٌ . فَأتَوهُ بِتُبّانٍ فَأبَى أن‌يَلبَسَهُ و قالَ : هَذا لِباسُ أهلِ الذِّمَّةِ . ثُمَّ أتَوهُ بِشَىءٍ أوْسَعَ مِنهُ دونَ السَّراويلِ و فَوقَ التُّبّانِ فلَبِسَهُ . ( مناقب ، ج 4 ، ص 109 ) و در وسآئل در باب استحباب اتّخاذ السّراويل و ما أشبَهه ، از علل از طريق أبان‌بن‌عثمان از حضرت امام صادق عليه‌السّلام روايت مىكند كه : أوحَى اللَهُ إلَى إبْراهيمَ أنَّ الأرضَ قَد شَكَت إلَىَّ الحَيآءَ مِن رُؤيَةِ عَورَتِكَ ، فَاجْعَل بَينَكَ و بَينَها حِجابًا ؛ فَجَعَلَ شَيئًا هُوَ أكبَرُ مِنَ الثِّيابِ [ التبّان - ظ ] مِن دونِ السَّراويلِ فَلَبِسَهُ فَكانَ إلَى رُكبَتَيْهِ . ( وسآئل‌الشّيعة ، ج 5 ، ص 24 ؛ و بحارالأنوار ، ج 12 ، ص 77 ) در اين روايت نيز روشن است كه آن حضرت با آنكه فقط در مقام پوشيدن لباسى در زير لنگ و دامن جهت ستر عورت از زمين بوده‌اند ، ولى آن را بلندتر از حدّ عورت انتخاب نموده‌اند . و بنابرآنكه در اينجا غايت داخل در مغيّا است ، به قرينهء ديگر روايات ، آن را به گونه‌اى قرار داده‌اند كه روى زانو را نيز بپوشاند ، گرچه از شلوار كوتاه‌تر بوده است . و نيز ابن‌أثير در نهايه روايت مىكند كه : فى حَديثِ عَلىٍّ كَرَّم‌َاللَه‌ُوَجهَهُ : أنّهُ أقبَلَ و عَلَيهِ