نيست زيرا موجب أمراض مختلف مىشود . « 1 »
علّامهء والد رضواناللهعليه شلوار و زيرجامهاى مىپوشيدند كه تا زير ساق و چند انگشتى بالاتر از مچ و قوزك پا بود و پيراهنى بلند تا زانو و گاه بلندتر و بر روى آن قبا يا لبّادهاى بلند تا قوزك پا مىپوشيدند و در منزل نيز با همين لباس بودند و در هنگام نشستن براى تأليف يا مطالعهء كتاب و يا نماز و قرائت قرآن و يا نشستن در ميان اهلمنزل نيز هميشه همين لباس رسمى را بر تن داشتند ؛ چنان كه از تصاوير برجامانده از ايشان نيز آشكار است . و گاهى نيز پيراهن بلند عربى به تن ميكردند .
مكرّراً بر لباسى كه امروزه ميان مردان مسلمان مرسوم شده كه كت و يا پيراهنى كوتاه را همراه با شلوار مىپوشند تأسّف مىخوردند و ميفرمودند : اين لباس سوغات غرب است و با معيارهاى اسلامى اصلًا سازگار نيست و هيچ تناسبى با شأن يك انسان مسلمان و مؤمن ندارد . و دائم شاگردان خود و خصوصاً طلّاب را تشويق مى نمودند كه لباسى بلند و گشاد بپوشند كه برجستگىها و أسافل أعضاء را كاملًا بپوشاند و در هنگام نماز و ركوع و سجود به بدن نچسبد و حجم بدن نمايان نشود .
از لباس مرسوم ميان پاكستانىها كه شلوار با پيراهنى بلند تا زير زانو مىپوشند كه از دو طرف شكافى دارد و در هنگام خم و راست شدن پيشرو
هامش
( 1 ) . در كتاب امامشناسى ميفرمايند : آخر به كدام ملّت و مذهب و به كدام روش و آئين و منطق عقل و وجدان پاك ، شخص به خود اجازه مىدهد كه هر روز ريش خود بتراشد ؟ ! آيا در كتاب طبّ ، مصلحتى در آن ديده شده است ؟ و يا در كتاب آداب از آن علامت و نشانهاى هست ؟ و يا در كتاب اقتصاد شرحى در ثمرات آن نگاشته شده است ؟ به كدام منطق و حكمى شخص به خود اجازه مىدهد ، لباس تنگ بپوشد ؟ و خود را به أنواع أمراض دچار كند ؟ ( امامشناسى ، ج 9 ، ص 282 )