و بالجمله ايشان در حفظ حريم عصمت و تمايز آن از غير و رعايت ادب و خضوع و خشوع در محضر آن بزرگواران نهايت جدّ و جهد را داشتند . « 1 »
هامش
فى ذَلِكَ الكِتابِ .
( منيةالمريد ، ص 346 و 347 )
« هر گاه اسم خداوند متعال را مىنويسد ، در پى آن كلماتى را كه متضمّن تعظيم و احترام به خداوند است ، مانند : تعالىيا سبحانه يا عزّوجلّ يا تقدّس را بنويسد و تلفّظ نيز بنمايد . و هر گاه اسم حضرت پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم را مىنويسد بعد از آن صلوة و سلام بر آن حضرت و آل را بنويسد و با زبان نيز .
و ذكر صلوات را در نوشتهء خود مختصر ننمايد و از تكرار آن خسته نشود ، گرچه در يك سطر چند بار تكرار شود . و مانند برخى از افراد محروم نباشد كه از اين روش صحيح تخلّف نموده و به جاى ذكر كامل صلوات از عباراتى چون « صلعم » ، « صلم » ، « صم » ، « صلسم » ، « صله » استفاده مىكنند ؛ زيرا اين كار هم خلاف أولى است و هم خلاف دستورىاست كه بر آن تنصيص شده است ؛ بلكه برخى از علماء گفتهاند : اوّلين كسى كه چنين كارى كرده ، دستش قطع گشته است .
و كمترين ضررى كه در اين مختصرنويسى هست ازدستدادن ثواب عظيمى است كه در نگارش صلوات وجود دارد ؛ چراكه از حضرت رسول اكرم صلّىالله عليه وآله وسلّم روايت شده است كه : هر كس در نوشتهاى بر من صلوات فرستد ، مادامى كه اسم من در آن نوشته باقى است ، ملائكه همواره براى او استغفار مىنمايند . »
( 1 ) . آنچه عرض شد ناظر به صفات خاصّهء معصومين عليهمالسّلام بود ، امّا دربارهء برخى از صفاتى كه مشترك ميان معصومين و شيعيان ايشان است و در روايات تصريح به اشتراك اين صفات ميان شيعيان با ائمّه شده است ، ميفرمودند : استعمال اين صفات دربارهء غير معصومين مانعى ندارد ؛ مانند آنكه در روايات متعدّدى به اين معنا اشاره شده است كه شيعَتُنا مَعَنا فى دَرجتِنا و به برخى از اين روايات در جلد اوّل همين كتاب اشاره شد . ( نورمجرّد ، ج 1 ، ص 264 و 265 )
بنابراين اگر در وصف يكى از اولياء الهى گفته شود كه وى همدرجه با