دست برخى از اشقياء بود ، ولى اين يك روى سكّه است ؛ روى ديگر سكّه آنست كه ايشان به خداوند لبّيك گفته بودند و خداوند هم لبّيك ايشان را اجابت فرمود و اينها مقامى در نزد خداوند داشتند كه بايد با اين شهادت به آن مقام مىرسيدند . اينها ميهمان امام رؤوف بودند و اگر حضرت مىخواستند ايشان را حفظ نمايند به راحتى مىتوانستند ، ولى رسيدن به آن درجه ، با شهادت در روز عاشورا آن هم در محضر حضرت امام رضا عليهالسّلام حاصل مىشد و حضرت از ايشان اين طور پذيرائى نمودند .
علّامهء والد از اين افراد بسيار تجليل مىنمودند و در راهپيمائىاى كه براى بزرگداشتشان بود ، با وجود كهولت سن شركت نمودند ، بطوريكه به علّت طول مسافت و عارضهء كمردرد در هنگام برگشتن قدرت بر پيادهروى نداشتند و با تاكسى مراجعت كردند ؛ « 1 » ولى با اين همه ، به مقايسهء آنها با شهداى كربلا بههيچوجه رضايت نمىدادند .
بارى ، حتّى در رعايت القاب و الفاظ هم اجازه نمىدادند كه معصومين با غيرمعصومين يكى باشند ؛ نه فقط در الفاظ خاصّ مانند لفظ « امام » كه در اطلاق آن به غير امام معصوم اشكال شرعى مىكردند ، بلكه در تعابير ديگر نيز هميشه تفاوتها را محفوظ نگه مىداشتند . مثلًا ميفرمودند : در بالاى منبر تعبير « حضرت » را براى اصحاب ائمّه به كار نبريد و از لفظ « جناب » استفاده نمائيد ؛ مانند : جناب سلمان ، جناب ابوذر ، جناب حبيب ؛ تا جايگاه ايشان و تمايزشان با
هامش
( 1 ) . يكى از بندهزادگان كه در مراجعت ، همراه ايشان بودهاند نقل كردند كه : رانندهءتاكسى از ايشان سؤال كرد : آقا آن كسى كه در حرم آقا علىّبنموسىالرّضا عليهالسّلام در روز عاشورا بمب مىگذارد در چه جايگاهى از جهنّم قرار خواهد گرفت و چه موقع به جهنّم مىرود ؟ ايشان فرمودند : نفس اين عمل جهنّم است و اين شخص به محض ارتكاب جرم ، در جايگاه سخت جهنّم قرار گرفت .