تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
سررشتهء امورم را به طور كلّ به حضرت ثامن‌الحجج عليه آلاف التّحيّة والثّنآء سپرده‌ام . يك بار حضرات آيات اخوان مرعشى در مشهد به ديدار ايشان آمده بودند و صحبت از نجف اشرف به ميان آمد و يكى از ايشان گفتند : إن‌شاءالله صدّام لعين به درك و اصل شود و راه باز شود و دوباره به نجف برويم و در همانجا اقامت كنيم و در همانجا از دار دنيا رفته و دفن شويم . والد معظّم فرمودند : ان‌شاءالله راه باز شود و به زيارت برويم و بازبرگرديم و در همين‌جا دفن شويم ؛ مِن علىٍّ إلى علىّ . سپس ادامه دادند : ما بار و بنهء خود را در خانهء حضرت علىّبن‌موسى الرّضا افكنده‌ايم و هرجا برويم دوباره به همين‌جا بر مىگرديم . البتّه اين معنا دالّ بر اين نيست كه در اعماق قلب و سرّشان محبّتشان به حضرت رضا عليه‌السّلام بيشتر از حضرت اميرالمؤمنين عليه‌السّلام بوده است ، بلكه اقتضاء ادب اينست كه وقتى انسان به محضر يكى از انوار مقدّسهء اهل بيت‌عليهم‌السّلام رسيده و بار خود را در آستان ايشان فرود مىآوَرَد ، تا آخر امر در ارادت و استكانت در محضرشان ثابت‌قدم بماند و رو به جاى ديگرى ننمايد و اين معنا در خاطرش خطور ننمايد كه در محضر يكى از ايشان خيرى و رحمتى و كمالى هست كه در محضر ديگرى نيست ؛ بل كلّهم نورٌ واحد و أولنا محمد و أوسطنا محمد و آخرنا محمد وكلنا محمد . « 1 »
هامش
( 1 ) . والد معظّم در بيان سند اين حديث ميفرمايند : اين حديث را سيّد عبدالله شُبَّر در كتاب مصابيح‌ُالأنوار فى حلّ مُشكلات‌ِالأخبار ، ج 2 ، طبع مطبعهء علميّهء نجف ، ص 399 و 400 ، به حديث شماره 226 ، به عنوان ما رُوِىَ عنهم عليهم‌السّلامُ مِن قَولهم آورده است . و در توجيه معنى فقرهء أخيره گويد : چون از ايشان روايت است كه : چون خداوند به آنها پسرى ميداد ، او را محمّد