پس از زيارت و قبل از خواندن نماز هم اگر اطراف ضريح شلوغ نبود جلو ميرفتند و دستشان را در پنجرهء ضريح قرار داده و ضريح را مىبوسيدند و گاهىبيشتر توقّف نموده و ضريح را در بغل مىگرفتند ، و اگر شلوغ بود سعى ميكردند از عقب فقط دستى بر ضريح بكشند و عبور كنند .
پس از زيارت ، در هر جا كه نزديكتر بود و خالى بود نماز مىگزاردند و ترجيحاً در بالاسر حضرت نماز زيارت را مىخواندند و دو ركعت نماز هم هميشه علاوه بر نماز زيارت بجا مىآوردند كه حقير متوجّه نشدم به چه نيّت بود . و اگر مقارن اذان بود نوافل و نمازهاى واجب را هم در حرم بجا مىآوردند .
از مسجد گوهرشاد و صفا و روحانيّت و نورانيّت آن بسيار تعريف ميكردند و خيلى از اوقات نماز را در شبستانهاى شرقى يا غربى مسجد مىخواندند .
هامش
زيارت و نماز زيارت را بجاى مىآورديم .
و چون فعل أولياى خدا حجّت است ، تا به حال رويّهء حقير هم در زيارت ، از بوسيدن درها و طواف به همين نحوه بوده است . يعنى تا زمانيكه دور ضريح مطهّر را حائل نگذارده بودند كه قسمت مردها از زنها مجزّا گردد ، تقريباً مدّت چهارده سال ، حقير تابستانها و بعضى اوقات ديگر چون شهر رجب ، و يا احياناً بيستوسوّم ذىالقعدةالحرام كه توفيق زيارت عنايت مىشد ، دور قبر مطهّر همين هفت شوط طواف را مىنمودم ؛ و بناءً بر متابعت از حضرت آقاى حدّاد مطلب چنين بوده است . »
و سپس بحثى مستوفى در باب استحباب طواف در مراقد شريفه مطرح فرمودهاند . ( روحمجرّد ، ص 196 تا 204 )
البتّه حضرت آقاى حدّاد و والد معظّم در زيارت حضرت سيّدالشّهداء عليهالسّلام مقيّد بودند كه در هنگام طواف از پائين پاى حضرت كه قسمت دفن شهداى كربلا است عبور نكنند و براى طواف مسيرى را با فاصلهء چندين متر از قبر در ناحيهء پائين پا انتخاب ميكردند ، ولى در زيارت ديگر ائمّه عليهمالسّلام دور خود ضريح طواف مىنمودند .