معلوم بود صاحب ماشين است باز شد . او مرد سنّى بود .
حقير كه سوار شدم سلام كردم . جواب داد و مرحبا گفت . گفتم : حال شما چطور است ؟ ما جماعت شيعهء جعفرى اثناعشرى و أهل ايران مىباشيم !
گفت : ما در شما هيچ عيبى نمىيابيم ، مگر آنكه أصحاب رسول خدا را سبّ مىكنيد !
گفتم : حاشا و كلّا ! كجا ما أصحاب بزرگوار رسول خدا را سبّ مىكنيم ؟
آنان كه در جنگها رسولخدا را نصرت كردند و شهيد شدند ، و يا شهيد نشدند و در ايمان راسخ بودند . ما أصحاب رسول خدا را دوست داريم و تاريخ آنها را مىخوانيم و مىدانيم . و آياتى كه در قرآن مجيد در مدح آنان نازل شده است همه را مىدانيم ، مانند آيه :
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ
« 1 » تا آخر آيه .
و پس از قرائت چند آيه ديگر در فضيلت أصحاب ، گفتم : ما هميشه در دعاهاى خود ، اين آيه را مىخوانيم كه شامل أصحاب رسول خدا نيز مىشود :
وَ الَّذِينَ جاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونا بِالْإِيمانِ وَ لا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ .
« 2 »
و بر أصحاب رسول خدا دعا مىكنيم و مانند پدر و برادر ، بلكه بالاتر به آنها نظر داريم .
آنگاه او هم شروع كرد به خواندن چندين آيه از قرآن دربارهء محاسن
هامش
( 1 ) . قسمتى از آيه 29 ، از سورهء 48 : الفتح .
( 2 ) . قسمتى از آيه 10 ، از سورهء 59 : الحشر .