تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
أصحاب ، و معلوم بود كه شخص مطّلع و خبير ، و به آيات قرآن و محلّ استشهاد به آنها كاملًا وارد بود . در اين‌وقت گفت : پس چرا شما خلفاى بعد از رسول خدا را قبول نداريد ؟ ! گفتم : براى آنكه علىّبن‌أبىطالب أفضل و أعلم از آنها بود ، و هر عاقلى ميگويد : انسان در امور مهمّ خود بايد به أعلم و أفضل مراجعه كند . بالاخصّ در امور خطير و عظيم . چه أمرى از امور دينى بالاتر است و مهم‌تر است كه سعادت و شقاوت إنسان بدان مربوط است ؟ من به شما مىگويم : اگر اين سيّارهء شما ( ماشين شما ) خراب شود طبعاً شما به چه كسى رجوع مىكنيد ؟ به شخصى كه استادتر است و از فنّ مكانيك اتومبيل سر رشته بيشتر دارد ؟ و يا به هر كس كه‌بگويد : من اطّلاع دارم ، گرچه از او اشتباهاتى هم ديده باشيد ؟ ! اگر بچّهء شما مريض شود و احتياج به عمل جرّاحى داشته باشد ، به چه طبيبى مراجعه مىكنيد ؟ به طبيب و استادى كه از همه حاذق‌تر باشد ؟ و يا به هر طبيبى گرچه در درجهء أعلاى از حذاقت نباشد ؟ با فرض آنكه شما به هر دو نفر از آنها دسترسى داريد و مراجعه به هر يك براى شما إمكان دارد ؟ گفت : واضح است كه به شخص استادتر و طبيب ماهرتر مراجعه مىكنيم . گفتم : إماميّه يعنى شيعهء قائل به خلافت بلافصل علىّبن‌أبىطالب عليه‌السّلام ، نيز بر همين أساس و قاعده از او تبعيّت مىنمايند و أحكام دين خود را بعد از ارتحال رسول‌الله صلّى الله عليه وآله وسلّم از او أخذ مىكنند . گفت : آن خلفاى ديگر داراى فضل و سابقهء جهاد و هجرت بوده‌اند و به كتاب الله علم و اطّلاع داشتند . گفتم : اينك كه ما در صدد نفى فضل و سابقهء جهاد و هجرت و علم به