نسبت به شب قدر عنايتى خاصّ داشتند و براى استفاده از آن ما را ترغيب و تشويقى خاصّ مىنمودند . دستورات وارده چون صد ركعت نماز ، نماز هفت قُلْ هُوَ اللَه ، قرائت سورهء دخان و روم و عنكبوت ، قرائت سورهء قدر « 1 » ، زيارت حضرت سيّدالشّهداء عليهالسّلام و حضرت اباالفضلالعبّاس و حضرت علىّأكبر و سائر شهداء عليهمالسّلام . و قرآن بر سر گرفتن را هر سال يادآورى ميفرمودند و به برخى دستوراتى خاصّ نيز مىدادند .
ميفرمودند : اينكه در آيه شريفه آمده كه :
لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ،
« 2 » يك واقعيت است بدون هيچ مبالغه و اغراقى . عمل در اين شب انسان را به مقدار هزار ماه جلو برده و عقبات را از سر راه سالك برمىدارد . شب قدر از منّتهاى الهى بر امّت حضرت خاتمالأنبياء صلّى الله عليه وآله وسلّم است كه خداوند به بركت نفس نفيس آن حضرت براى ايشان چنين شبى را قرار داده است كه در آن با عمل كم ، سيرى سريع و رشدى عالى داشته باشند و در يك شب بتوانند راهى را كه امم ديگر در مدّتى زياد طىّ مىنمودند طىّ نمايند .
از نكات بسيار مهمّى كه دائماً ميفرمودند اين بود كه : حالات و ملكاتى كه انسان در شب قدر دارد در طول ايّام سال منعكس مىشود . كسى كه در شب قدر در عالم وحدت است ، در طول سال نيز اين معنا در او مشهود است و كسى كه در عالم كثرت متوغّل است در طول سال نيز به همين معنا مبتلا مىشود .
خطورات و توجّهاتى كه در شب قدر براى انسان است بر خطورات
هامش
( 1 ) . قرائت صدبار سورهء قدر را به برخى دستور مىدادند ، ولى خودشان هزار بارمىخواندند . در برخى از ماههاى رمضان نيز هرشب هزاربار اين سورهء مباركه را قرائت ميفرمودند كه حدود سه ساعت طول مىكشيد .
( 2 ) . آيه 3 ، از سورهء 97 : القدر .