از اين شبها مراتبى از حقائق شب قدر براى اولياء خدا منكشف مىشود و هر كدام حظّى از ليلةالقدر دارد ؛ لذا ائمّهء هدى عليهمالسّلام در پاسخ راويان ، اين شب را تعيين نفرمودند تا وسيلهاى شود كه مؤمنين هر سه شب را به عبادت مشغول باشند و بهرهشان از حقيقت شب قدر أوفى و أكمل گردد .
به همين منوال ، احياء و عبادت برخى شبهاى ديگر نيز چون شب نيمهء شعبان در ادراك ليلهء قدر تأثيرگذار است .
ميفرمودند : در شب قدر رفقا دور هم جمع شوند و با هم عبادت نمايند كه هر يك از ديگرى بهره ببرد و اگر يكى از رفقا خسته شد و موقّتاً استراحت نمود ، آثار عبادت ديگران به او هم منعكس شده و در ثواب آن با ديگران شريك گردد . و جلساتى براى احياء شبهاى قدر مقرّر فرموده بودند ، و چند ساعت كه از شب مىگذشت رفقا دور هم جمع شده و به نماز و قرائت قرآن و دعا مشغول مىشدند و در پايان نيز مجلس سخنرانى و بيان معارف و سپس ذكر توسّل و قرآنبرسرگرفتن صورت مىپذيرفت .
در ميان ليالى شهر مبارك رمضان بعد از شبهاى قدر ، به شب هفدهم ماه كه ليلهء بدر است بسيار علاقمند بودند .
از زمان كودكى به ياد دارم كه هر سال شب هفدهم ماه ميفرمودند :
ميدانيد امشب چه شبى است ؟ ! امشب شب بدر است . و سپس با بهجت و سرورى هرچه تمامتر داستان مجاهدت حضرت أميرالمؤمنين عليهالسّلام در اين شب و آب آوردن آن حضرت از چاه بدر در ليلهء ظلمانى در ميان دشمن براى حضرت رسولاكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم و نزول جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل با سه هزار ملك و سلامدادن بر آن حضرت را نقل مىنمودند و با عشق زائدالوصفى كه به آن حضرت داشتند به شرح فضائل و مناقب حضرتش مىپرداختند و ما را به اقتداء به سيرهء آن بزرگوار در ترك هواهاى نفسانيّه و انقياد
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 373
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٣٧٣