ماه رمضان براى ايشان حال و هواى ديگرى داشت و به شاگردان خود نيز جهت استفاده از نفحات رحمانيّهء اين ماه توصيههائى خاصّ مىنمودند ، به برخى هم دستوراتى مخصوص اين ماه مىدادند .
شبهاى ماه رمضان اگر كوتاه بود اصلًا نمىخوابيدند و اگر بلند بود نيز نسبت به بقيّهء سال كمتر استراحت مىنمودند .
در طول سال ميفرمودند : شب را خداوند براى سكونت و آرامش قرار داده است ؛
فالِقُ الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
« 1 »
اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً
« 2 » مؤمن بايد طبق سنّت حضرت رسول اكرم و
هامش
چرا هر شب برمىخيزى و ميروى منزل براى سحرىخوردن ؟ ! يك چيزى كه مىآورم و ميخورم ، تو هم با من بخور !
فردا شب سحرى را در نزد ايشان ماندم . نزديك اذان به منزل كه با مسجد چند خانه بيشتر فاصله نداشت رفته و در سفرهاى كه عبارت بود از پيراهن عربى يكى از آقازادگانشان ، قدرى فجل ( ترب سفيد ) و خرما با دو گرده نان آوردند و به روى زمين گذارده فرمودند : بسمالله !
ما آن شب را با مقدارى نان و فجل و چند خرما گذرانديم و فرداى آن روز تا عصر از شدّت ضعف و گرسنگى توان نداشتيم . چون روزها هم در نهايت بلندى و هوا هم به شدّت گرم بود . فلهذا با خود گفتم : اين گونه غذاها به درد ما نمىخورد ، و با آن اگر ادامه دهيم مريض مىشويم و از روزه وامىمانيم . روى اين سبب بعداً پس از صرف سحور با حضرت ايشان ، فوراً به خانه مىآمدم و آبگوشت و يا قدرى كتهاى را كه طبخ نموده بودند ميخوردم ، يا بعضاً سحرى را از منزل مىبردم و با سحرى ايشان با هم صرف مىشد . ( روحمجرّد ، ص 32 و 33 )
( 1 ) . آيه 96 ، از سورهء 6 : الأنعام ؛ « خداوند شكافندهء صبح است و شب را آرامش قرارداده است . »
( 2 ) . آيه 61 ، از سورهء 40 : غافر ؛ « الله تعالى است كه براى شما شب را قرار داد تا در آنآرامش يابيد و روز را روشنىبخش قرار داد . »