عاليةالمضامينى كه از اهلبيت عليهمالسّلام روايت شده است از نظر شريف ايشان ، براى سالكين الى الله خصوصاً طلّاب و أهل علم از ضروريّات بود و بدون انس با اين ادعيه و مداومت بر قرائت آن ، طىّ راه سلوك را غيرممكن مىشمردند .
به جهت اهميّت اين امر در جلد پانزدهم امامشناسى بحثى مفصّل پيرامون سند صحيفه و عظمت و بلنداى آن نموده ، در ضمن آن ميفرمايند :
بارى ، قرائت و تلاوت و ممارست و مزاولت بر أدعيهء كاملهء صحيفهء سجّاديّه در ميان علماء اعلام و سابقين كه علم را با عمل و تخشّع و ابتهال و تجنّب از هواى نفس امّاره توأم نموده بودند ، امرى معلوم و معروف بوده است . و در ميان حكماء و فلاسفه ذوىمقدار و عرفاء عاليمقام اسلام امرى ضرورى و لازم به شمار مىآمده است ، به طورى كه ملازمبودن با صحيفه را همانند قرآن عظيم ، و حفظ أدعيهء آن را همانند حفظ سور و آيات كتاب إلهى از فرائض و واجبات خود مىشمردهاند ، و اكتفا به خواندن دعاهاى سطحى و روزمرّه طبق عادت نمىنمودند .
و أدعيهء مولانا أميرالمؤمنين عليهالسّلام را كه داراى صبغهء خاصّى از توحيد و عظمت و ابّهت بوده است ، چنان كه از صحيفهء سماهيجى ، و صحيفهء ثانيهء نورى پيداست شعار و دِثار خود كرده بودند ، و با خواندن و مداومت بر صحيفهء سجّاديّه ، راه راز و نياز و ابتهال را به درون خود كشانده ، و سَر و سِرِّى با حضرت ربّ ودود پيدا مىنمودهاند ؛ و زنگار نفس امّاره و خبيثه و متوجّه به عالم كثرت و تعيّنات اعتباريّه را با آن مىزدودهاند و بالأخره مردمى روشنضمير و پاكدل و دور از هواى نفس و يا عارى از آن بار مىآمدهاند .
و چنين افرادى از أعلام علماء بالله و حكماء و عرفاء ستوده و وارسته و از نفس برونجسته و به خدا پيوسته ، نه تنها خودشان را منوّر مىكردهاند ، بلكه تا
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 361
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٣٦١