چشم را در هنگام تلاوت اذيّت نكند و در عين حال بايد ساده و بىنقش و نگار باشد . طبع قرآن با كاغذ يا جلد غيرمرغوب منافى احترام اين كتاب الهى است ولى خارجنمودن آن از سادگى و بىآلايشى نيز مدّنظر شرع مقدّس نيست . « 1 »
روى همين جهت قرآنهاى با جلد سبز كه در مدينهء منوّره با خطّ عثمان طه ( با عنوان مصحف المدينة المنوّرة ) طبع مىشد و در آن ، ميان زيبائى و نفاست با سادگى جمعشده بود مورد علاقهء ايشان بود .
از ديگر نكاتى كه در اين طبع قرآن كريم مراعات شده و از امتيازات آن محسوب مىشود و علّامهء والد رضواناللهعليه نيز بسيار از آن خشنود بودند ، تبعيّت دقيق و كامل از رسمالخطّ مصحف عثمانى بود كه در شكل كتابت حروف و زياده و نقيصهء آن تطابق كامل مراعات گشته و از طريقهء قدما كه تحفّظ بر رسمالخطّ اوليّهء قرآن كريم است تخطّى نورزيده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . در وسآئلالشّيعة ، در باب 32 ، از أبواب ما يُكتسب ، با دو سند از كافى و تهذيب از محمّدبنالوَرّاق روايت مىكند كه :
عَرَضتُ علَى أبىعَبدِاللَهِ عَلَيهِالسّلامُ كِتابًا فيهِ قرْءَانٌ مُخَتَّمٌ مُعَشَّرٌ بِالذَّهَبِ و كُتِبَ فى ءَاخِرِهِ سورَةٌ بالذّهَبِ ، فأرَيتُهُ إيّاهُ فَلَميَعِب فيهِ شَيئاً إلّاكِتابَةَ القرءَانِ بالذّهَبِ فإنَّهُ قالَ : لايُعجِبُنى أنْيُكتَبَ القرءَانُ إلّابالسَّوادِ كَما كُتِبَ أوّلَ مَرَّةٍ .
« كتابى را بر حضرت امام صادق عليهالسّلام عرضه نمودم كه در آن آياتى از قرآن نوشته شده بود كه در انتهاء هر ده آيه با آب طلا علامتگذارى شده بود و در آخر آن سورهاى با طلا نوشته شده بود . آن را به حضرت نشان دادم و حضرت اشكالى بر آن نگرفتند مگر نوشتهشدن قرآن با طلا و فرمودند : من دوست ندارم كه قرآن نوشته شود مگر با رنگ سياه به همان شكل كه اوّلين بار نوشته شده است . » ( وسآئلالشّيعة ، ج 17 ، ص 162 )
( 2 ) . تحفّظ قدما بر رسمالخطّ مصحف عثمانى و حفظ تمام موارد شذوذات در كتابت قرآن كريم نشاندهندهء دقّت و اهتمام ايشان در حفظ كتاب الهى از تحريف و تبديل است كه حتّى حاضر نشدهاند جهت سهولت قرائت قرآن كريم كتابت كلمات و حروف را متّحدالشّكل كنند بلكه آن را دقيقاً به همان شكلى كه در صدر اوّل نگاشته شده به نسلهاى