در اينباره نيز در كتاب نورملكوتقرآن مرقوم فرمودهاند :
نظير اين عمل بلكه زشت تر ، تجزيه و تفكيك قرآن به صورت 30 و يا 60 و يا 120 پاره است كه براى هر كدام جلدى جداگانه نموده و چهبسا بسيارى از آيات تقطيع شده ، نصفش در يك مجلّد و نصف دگرش در مجلّد ديگر است .
آيا اين هتك قرآن نيست ؟ !
و قبيحتر آنكه بسيارى از واقفان اين اجزاء ، در اوّل هر جزئى عكس خودشان را با صورت وقفنامه ، و يا تصوير جوانى را كه از دست دادهاند و به ياد او اين سى پاره را وقف نمودهاند گذاردهاند و يك سورهء فاتحه را هم جدا نوشته و منضمّ با اين جزوات نمودهاند . اينكارها تحقيقاً حرام و موجب بازىكردن و ملعبهقراردادن كلام الله مجيد است . سببش اينست كه : ادارهء مسؤولى براى رسيدگى بدين امور نيست و هر شخص عوام غيرمطّلعى محضاً للثّواب از پيش خود اقدام به چنين كارى مىكند و صاحبان انتشار و كتابفروشها هم بىخبرند ؛ و در نتيجه اين مفاسد عظيم مترتّب مىگردد . « 1 »
مكرراً اين معنا را از مرحوم آيةاللهالعظمى بروجردى رضواناللهعليه نقل ميكردند كه كسى مىخواسته از ايشان قرآنى بگيرد و مىپرسد : آيا قرآن خدمت شما هست ؟ ايشان قرآنشان را از جيبشان در مىآورند و فوراً مىفرمايند : ما در خدمت قرآنيم .
ميفرمودند : بايد در صحبتكردن و نوع تعابير دقّت نمود تا مبادا كلامى به كار بريم كه با احترام و ادب نسبت به كتاب الهى منافات داشته باشد .
همچنين ميفرمودند : قرآن بايد با زيباترين و نفيسترين شكل و با بهترين كاغذ طبع شود و خطّش زيبا و درشت و رنگ كاغذ آن زرد يا مانند آن باشد كه
هامش
( 1 ) . همان مصدر ، ص 243 و 244 .