بارى ، ميفرمودند : قرآن نورى خاصّ دارد و سالك بايد هميشه نفس خود را به اين نور منوّر داشته و از آن بهرهمند سازد . به شاگردان خود نيز امر ميفرمودند حدّأقلّ هر روز پنجاه آيه از قرآن كريم را تلاوت نمايند و در ماه رمضان و ماههاى رجب و شعبان نيز سعى كنند لااقلّ روزى يك جزء با تكيه به صوت و توجّه بخوانند .
ميفرمودند : خطّ قرآن و نظر به آن نيز نورى مخصوص به خود دارد و انسان قرآن را بايد از روى مصحف بخواند و به قرائت از حفظ اكتفاء ننمايد و حتّى به كسانى كه سواد خواندن قرآن نداشتند دستور ميفرمودند كه قرآن را بازكنند و خطّ ببرند تا از نورانيّت خطّ آن بهرهمند شوند .
حقير زمانى حالم به گونهاى بود كه توان باز كردن كتاب و توجّه به آن را نداشتم و به همين جهت قرآن را هم از سورى كه از حفظ بودم هر روز مقدارى ميخواندم . بعد از چند روز كه به همين منوال گذشت وقتى خدمت والد معظّم رسيدم فرمودند : آقا سيّدمحمّدصادق شما قرآن مىخوانيد ؟ قرآن خيلى خوب است ، حتماً بخوانيد .
ميفرمودند : نور قرآن براى درمان امراض روحى و نفسى آثار عجيبى دارد و اين مسأله غير از مسألهء تدبّر در قرآن و فهم معارف آنست . همين كه انسان قرآن بخواند يا از بر كند نفسش نورانى شده و با همين نور از بسيارى از معاصى حفظ مىشود و از دستبرد شيطان و القاءات و شبهات شياطين در امان مىماند و راهش به سوى خدا هموار مىگردد .
هامش
فى عَهدِهِ ، و أنيَقرَأَ مِنهُ فى كلِّ يَومٍ خَمسينَ ءَايَةً .
« قرآن كريم عهدنامه و پيماننامهاى است از خدا به سوى خلقش ؛ بنابراين سزاوار است مرد مسلمان در اين عهدنامه نظر افكند و هر روز ، از آن به مقدار پنجاه آيه بخواند . » ( نورملكوتقرآن ، ج 3 ، ص 305 و 306 )