تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
ريسمانى است كه محكم است گره آن ، و پناهگاهى است كه از دسترس دور است بلندى آن . و عزّت است براى آنكه در تحت ولايت آن درآيد و آن را ولىّ و مولا و صاحب اختيار و سرپرست و پاسدار خود بداند . و سلام و سلامت است براى آنكه در آن داخل شود ، و هدايت است براى آنكه بدان اقتدا نمايد ، و مايهء عذر است براى آنكه خود را بدان انتساب دهد ، و برهان و حجّت است براى آنكه بدان سخن گويد . و شاهد و گواه است براى آنكه در مقام منازعه و مخاصمه بدان تمسّك جويد ، و ظفر و پيروزى است براى آنكه بدان احتجاج كند و استدلال نمايد . و متعهّد به صلاح و اصلاح آنست كه احكام آن را به كار بندد و مضمونش را بر عهده گيرد ، و همچون شتر راهوار و باركشى است براى آنكه با سوارى خود و حمل أثقال و اسباب خود بر آن بخواهد به سر منزل مقصود و اصل گردد ، و آيه و نشانه و علامت است براى آنكه خود را بدان نشانه زند ، و سپر است براى آنكه با پوشيدن آن ، لباس جنگ و زره در تن نمايد ، و دانش و درايت است براى آنكه آن را حفظ كند و در گوش جان خود بگيرد ، و حديث و گفتار است براى آنكه آن را نقل نمايد و روايت كند ، و حكم است براى آنكه با آن قضاوت نمايد . » علّامهء والد رضوان‌الله‌عليه با قرآن كريم ارتباط و انس عجيبى داشتند و حقّاً با قرآن عشق‌بازى مىنمودند ؛ چنان كه گذشت در نمازها مفصّل قرآن مىخواندند و آيات آن را با حال خاصىّ تلاوت مىفرمود كه بر اعماق جان و دل انسان مىنشست . جداى از آن ، هر روز صبح در منزل حدود سه ربع ساعت تا يك ساعت با صداى بلند قرآن تلاوت ميكردند و بعد از آن ، قرآن در مقابلشان باز بود و شروع مىنمودند به تدبّر و تفكّر در آيات قرآن و گاهى اين حالت ايشان تا يك يا