تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
احتمال و ترديد كه محلّ شيطان و ورود خواطر اوست نگاه ميدارد و اين همان بُعدى است كه صددرصد خلاف راه يقين و تقرّب است . و بطور كلّى دأب و سنّت اسلام بر اين‌است‌كه افراد امّت را در اعمال خود قاطع گرداند و از ريب و شكّ خارج كند ؛ زيرا بالأخره كثرت ريب و ترديد در اعمال ، به حالت شكّ و ترديد در نفوس سرايت نموده و نسبت به صاحبان آن ، حالت تزلزل و اضطراب پديد مىآورد ، و اين حالت از امراض مهلكهء نفس است و موجب يأس از رحمت خدا خواهد شد ؛ زيرا دائماً هر عملى را كه انجام ميدهد نمىداند آيا اين مورد تكليف و مقرِّب است يا نه ؟ و لذا هيچ در دوران امامت ائمّهء إثناعشر سلام‌الله‌عليهم ديده نشده و دأب اصحاب و فقهاء هم نبوده است كه شخصى را كه مثلًا در نمازهاى خود ترديد دارد او را وادار به إعاده يا قضاء بنمايند و مثلًا به شخصى كه نمازهاى خود را ادا كرده و در صحّت آن شكّ دارد او را از باب احتياط ترغيب به قضاء آنها بنمايند ؛ بلكه هميشه امر قاطعانه به نوافل نموده‌اند و گفته‌اند كه : نوافل جبران كمبود نمازهاى فريضه را مىنمايد ؛ چنانچه از روايات وارده در اين باب به خوبى معلوم است كه فقط در صورت ترك نماز امر به قضاء نموده‌اند و حتّى در صورت ترك نوافل امر به قضاء آنها نموده‌اند . « 1 » حقير در نوجوانى در حدود دوازده‌سيزده سالگى بسيار احتياط ميكردم و مىخواستم در هر مسأله‌اى ، واقع آن را احراز نمايم و لذا در مسألهء طهارت و نجاست به عسر و حرج افتاده بودم . يك بار نزديك غروب كه تصميم داشتند به مسجد بروند حقير را صدا كردند ، آفتابه‌اى را پر از آب كردند و در حالى كه در كنار سنگ مستراح ايستاده بودند با فشار از بالا به پائين ريختند به طورى كه به همهء
هامش
( 1 ) . معادشناسى ، ج 3 ، ص 53 و 54 .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 307 | السيد محمد صادق الطهراني