تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
در مسائل شرعى احتياط نمىفرمود و از برخى از احتياطات مستحبّه و موارد اختلاف فقها نيز به حسب عالم ظاهر اطّلاع نداشتند تا احتياط كنند . گذشته از آنكه شاكلهء ايشان هم در جهات اخلاقى با مرحوم حضرت آقاى انصارى متفاوت بود . حضرت آقاى حدّاد در ظاهر انسانى بودند وارسته و عاشق خدا كه در نهايت صدق و تقوا زندگى ميكردند و ظهور و بروز چندانى نداشتند و به سختى مىشد به باطن و درون ايشان راه يافت و از جلوات و أنوار نفسشان باخبر شده و استفاده نمود . مجالس مرحوم حضرت آقاى انصارى بسيار داغ و باحرارت بود و آتش عشق ايشان در همه منعكس مىشد ولى محفل حضرت آقاى حدّاد روحىفداه در اواخر عمر شريفشان ، آرامش محض بود و شراب كافورى كه از آن سيراب شده بودند همهء آتشها و حرارتهاى قبلى را در وجودشان به طمأنينه و سكون مبدّل نموده بود . روى همين جهات و اختلافات ظاهريّه بسيارى از ارادتمندان حضرت آقاى انصارى كه با ايشان انس داشتند ، وقتى به محضر مرحوم حضرت آقاى حدّاد مىرسيدند و آن آداب و رسوم و جهات ظاهريّه و آن آتش و حرارت را به ظاهر در ايشان نمىديدند گمان ميكردند كه ايشان واجد مقام كمال نيستند و ايشان را فقط انسانى پاك و متّقى و اهل معنا ميدانستند و بيش از اين از ايشان بهره نمىبردند . سرّ مسأله ، خلط نمودن ميان آثار و خصوصيّات و مقتضيات مقام كمال و فناء مرحوم آقاى انصارى با آثار مربوط به جهات ظاهريّهء ايشان بود . آنچه در ارادت به يك ولىّ خدا و استفاضه از انوار وى مهمّ است احراز مقام فناء و عبوديّت تامّ وى ، و خروج از شوائب هستى و أنانيّت ، و استغراق در
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 278 | السيد محمد صادق الطهراني