توحيد است كه اين معنا يعنى استغراق در توحيد در حضرت آقاى حدّاد به مراتب بيشتر و قوىتر از حضرت آقاى انصارى بود و كسانى كه از نزديك هر دو بزرگوار را ادراك نموده و بر مقامات ايشان واقف گشته بودند بر اين مسأله آگاه بودند .
ولى كسانى كه جهات ظاهريّهء حضرت آقاى انصارى و نوع دستگيرى و تربيت ايشان و امثال اين امور برايشان مهمّ جلوه مىنمود و اين مسائل را از لوازم و مقارنات همهء مراتب كمال مىپنداشتند ، از استفاضه از انوار مرحوم حضرت حدّاد قدّسسرّه محروم مىشدند .
* * * آنچه عرض شد برخى از آفات مهمّ براى سالكان راهرفته بود كه از مطاوى بيانات علّامهء والد أفاض الله علينامن بركات تربته المنيفة استفاده مىشد و عجالةً به خاطر رسيد . باشد كه توشهاى براى پويندگان سبيل عبوديّت و لقاء بوده و با مراعات آن از خطرات طريق ايمن گشته و راه را به سلامت سپرى نمايند .
نكتهاى كه در پايان اين بحث تذكّر آن لازم به نظر مىرسد آناستكه : بيان اين مطالب و شمردن اشتباهات برخى از سالكان ابداً به عنوان تنقيص مقام ايشان نيست .
پس از انتشار جلد اوّل كتاب نورمجرّد كه حقير تفاوت مقام مرحوم مجتهدى را با حضرت آقاى حدّاد شرح نموده و به برخى از تصرّفات ايشان اشاره كرده بودم ، برخى از اخوان ايمانى اعتراض نمودند كه چرا شما از ايشان تنقيص نمودهايد ؟
با اينكه حقير هيچ تنقيصى نسبت به ايشان نداشتهام ، بلكه مراتب بزرگوارى و ولاء و اخلاص ايشان را هم متذكّر گشته بودم . آنچه عرض شده بود آن بود كه با وجود همهء اين كمالات نبايد ميان مقام ايشان با مقام انسان كامل خلط نمود و ايشان را با حضرت آقاى حدّاد يكى دانست و نيز نبايد در آن منازل
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 279
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٢٧٩