تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
از مراودين ايشان مكاشفاتى داشته است و به جِدّ مىپنداشته كه مشاهداتش حقّ است . يك بار همراه مرحوم آقاى انصارى به باغى رفته‌بودند ، براى ايشان انگورى مىچينند و مىآورند ، حضرت آقاى انصارى مىپرسند : از كدام باغ است ؟ از همين باغ كه صاحبش اذن داده يا از باغ كنارى ؟ آن شخص بر طبق مكاشفه‌اش مىگويد : از همين باغ است و صاحبش راضى است . ولى مرحوم آيةالله انصارى احتياط مىكنند و ميل نمىفرمايند ، تا صاحب باغ مىآيد و از وى مىپرسند و معلوم مىشود انگور از باغ كنارى بوده است . و نيز ميفرمودند : مرحوم آيةالله انصارى شاگرد جوانى داشتند كه او هم مكاشفات غلطى داشت و هرچه آقاى انصارى تلاش ميفرموده‌اند وى را قانع كنند كه اين مكاشفات الهامات شيطانى است قبول نمىكرده است ، تا اينكه روزى حضرت آقاى انصارى بر بالاى بام نشسته بوده‌اند و شخصى به آن جوان الهام مىكند كه برو آقا را از بالاى پشت‌بام به پائين پرت كن . وى اطاعت ننموده و مىفهمد كه شيطان در او تصرّف مىكند . بارى ، يكى از علل سقوط يا توقّف جمعى از سلّاك اعتماد بر همين مكاشفات و مشاهدات در خواب و بيدارى است . برخى از نزديكان و آشنايان علّامهء والد نيز به واسطهء همين امر ، در مسير متوقّف شدند و از ادامهء سير سرباز زدند ، و از اين بدتر حتّى برخى بر اساس همين مشاهدات ناقصه به دستگيرى از سالكين نيز اقدام مىكنند . سالك بايد تا رسيدن به مقصد به هيچ مكاشفه يا خوابى اعتنا نكند ؛ اگر خوب بود خداوند را شكر نمايد و اگر امر مكروه و ناپسندى ديد به خداوند پناه برده و صدقه داده و از خداوند دفع شرّ و بلا را طلب نمايد . و اگر مشاهده‌اى مكرّر اتّفاق افتاد و متضمّن پيام و دستورى بود به استاد مراجعه نمايد و در غير اين صورت به احتياط عمل كند .