در مسير سلوك ، مؤمن بايد هميشه نظر به بالا داشته و متوجّه باشد كه چقدر از مسير باقىاست و چه عقبات سختى در مقابل اوست ؛ مانند كوهنوردى كه در طىّ مسير بايد همواره نظرش به قلّه باشد و به پائين پا و پشتسر اعتنائى نكند . « 1 »
اگر كسى نظر به پائين انداخت و مسيرى را كه بالا آمده ديد ، خداى ناكرده ممكناست مبتلا به عجب و أنانيّت شود و ناگهان از همانجا سقوط كرده و در اعماق درّه بيافتد و اگر هم به انانيت مبتلا نشود لاأقلّ آتش عشق و سوز طلب در او كم مىشود و توهّم مىكند آنچه به دست آورده و بدان رسيده كافى است و ديگر از تلاش و مجاهده در راه وصال محبوب كوتاهى مىكند .
هامش
( 1 ) . مسير حركت إلى الله از جهاتى چون كوهنوردى است ؛ همانطور كه بالارفتن از كوه بدون راهنما ممكن نيست ، سلوك الى الله نيز بدون راهنما و هادى الهى شدنى نيست .
و همانطور كه پيمودن مسير در نزديك قلّه در گرو مراعات ظرائف است و بايد هرقدمى را كه كوهنورد با هدايت استاد برمىدارد دقّت كند كه در كجا بگذارد و چگونه بردارد ؛ سلوك راه خدا نيز به رعايت ظرائف و دقائق و اطاعت تامّ از استاد طريق است و اگر دقائق آن مراعات نشود سالك به مقصد نمىرسد .
و همانطور كه در كوهنوردى هرچه انسان به قلّه نزديك مىشود راه خطرناكتر شده و اگر لغزشى صورت بگيرد و انسان سقوط كند تمام استخوانهايش خرد مىشود ؛ در راه خدا نيز هرچه مؤمن در مراتب قرب ترقّى كند بايد مراقبهاش بيشتر و دقيقتر شود ؛ چرا كه امتحانات سختترى در پيش دارد كه جز با دوام تضرّع و خاكسارى در درگاه الهى قابل عبور نيست ، و اگر خداى نكرده سقوط كند ، از هستى ساقط مىشود و اگر توبه هم نمايد و در مقام اصلاح برآيد هيچ وقت مثل اوّل نمىشود .
در كوهنوردى انسان هرچه بالا مىرود بايد بارش را سبكتر كند تا بتواند مسيرهاى سخت و دشوار نزديك به قلّه را طىّ كند ، در راه خداوند متعال و طىّ مسير قلّهء توحيد نيز انسان هرچه به قلّه نزديك مىشود بايد بارش را سبكتر نمايد و تعلّقاتش را كمتر كند .