آفت اوّل :
اوّلين آفت اين مكاشفات ابتلاء به عُجب و توهّم رشد و ترقّى در سير است كه از خطرناكترين آفات سلوك مىباشد . وقتى اين نوع حالات براى سلّاك اتّفاق مىافتد اينطور مىپندارند كه در سلوك موفّق بوده و درجاتى يافتهاند و چهبسا در اثر اين امر به عجب دچار شده و از فقر و نياز به درگاه الهى دور مىشوند ؛ با اينكه اساس سلوك بر عبوديّت و اعتراف به فقر ازلى و ابدى و مالكيّت مطلقهء حضرت ربّالعزّة است .
از وى همه مستى و غرور است و تكبّر * از ما همه بيچارگى و عجز و نيازست
مقصد سالك آنست كه به تمام شراشر وجود اعتراف كند كه هرچه هست متعلّق به خداوند است و هيچ موجودى در هيچ جهتى ، نه در فعل و نه در اسم و وصف و نه در ذات ، هيچ استقلالى ندارد ، و معلوم است كه توهّم استقلال و ابتلاء به عجب در تضادّكامل با اين مقصد و مقصود قرار دارد ؛ لذاست كه عجب را هلاك سالك و سقوط او شمرده و فرمودهاند :
من دخله العجب هلك . « 1 »
و فرمودهاند :
الذنب خير للمؤمن من العجب . « 2 »
هامش
روايت مىكند كه فرمودند :
إنَّ رَسولَ اللَهِ صَلّى اللَهُ عَلَيهِ وءَالِهِ وسَلَّمَ إذا أصبَحَ قالَ لِأصحابِهِ : هَل مِن مُبَشِّراتٍ يَعْنى بِهِ الرُّؤيا .
( بحارالأنوار ، ج 58 ، ص 177 )
و نيز از حضرت رسول أكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم در تفسير آيه شريفهء :لَهُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ ،روايت مىكند كه :
هى الرؤيا الصالحة يراها المسلم أو ترى له فهى بشراه فى الحياة الدنيا . و بشراه فى الآخرة الجنة .
( همان ، ص 191 تا 193 )
* . قسمتى از آيه 64 ، از سورهء 10 : يونس .
( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 313 ، ح 2 .
( 2 ) . همان مصدر ، ح 1 .