ارتباطشان را پس از اتمام حجّت با ايشان به طور كلّ قطع نمودند و ميفرمودند :
دربارهء اين افراد كه به مقابله با اولياء خدا و معاصى كبيره مبتلا شدهاند ، تمام حقوق رفاقت ساقط بوده و هيچ جاى مسامحه وجود ندارد .
علّامهء والد به تصريح اساتيدشان داراى نفسى بسيار قابل و مستعدّ بوده و به فضل الهى از اساطين و اساتيد كامل عرفان بهرهمند بودهاند و سيرى سريع و در عين حال عميق داشتند ، لذا با الطاف ربّانيّه و عنايات خاصّهء حضرت حجّة الله الأعظم عجّل الله تعالى فرجهالشّريف وجعلَنا من أنصاره وأعوانه ، به أعلى ذروهء توحيد و اصل و در حرم أمن الهى
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
« 1 » متمكّن گرديدند .
ايشان به واسطهء اين جهات ، در بيان كيفيّت و صفات منازل و مقامات سير إلىالله و ادراك دقائق و ظرائف سلوك و احاطهء بر خفاياى نفوس ، و چگونگى عبور از كريوههاى صعبالعبور نفسانى ، و تشخيص و درمان امراض ظلمانى و نورانى يدى طولا داشتند ، و به همين جهت گاهى در مناسبات و ملاقاتها مطالبى نفيس و لطائفى دقيق نسبت به عوامل عدم موفّقيّت برخى از سالكان بيان مىفرمودند كه اشاره به برخى از آنها موجب مزيد فائده و روشنىبخش راه سالكان و شوريدگان طريق حقّ خواهد بود .
بديهى است كه ذكر اسامى أفراد و بيان خصوصيّات و بسيارى از مسائل ديگر كه جنبهء خصوصى دارد مفيد نبوده و حضرت والد رضوان الله تعالى عليه نيز بناى اوّليّهشان هميشه بر عدم نشر نام افراد بود و بر آن تأكيد داشتند .
فلذا در اين بخش به حول و قوّهء الهى مطالبى كلّى از ارشادات و برخى از ظرائف سلوكى و انتقاداتى را كه آن يگانهء دوران و يكّهتاز وادى عرفان نسبت به
هامش
( 1 ) . آيه 55 ، از سورهء 54 : القمر .