افراد بر ايشان تأثير مىگذارند و ذهن مصفّاى ايشان را آشفته مىنمايند . و نيز ميفرمودند : ايشان در برخى مراتب و درجات قرب متوقّف شده و ايستادهاند ؛ اگر به حضرت آقاى حدّاد دل ميدادند اميد بود كه به مقام فناء تامّ و تجلّيات ذاتى راه پيدا كنند .
مرام و مسلك آن مرحوم با علّامهء والد و حضرت آقاى حدّاد متفاوت بود .
حاج عبدالزّهراء گرعاوى ( ره )
مرحوم حاج عبدالزّهراء گرعاوى رحمةاللهعليه از عاشقان حضرت سيّدالشّهداء عليهالسّلام و اهل سوز و بكاء و از شاگردان اوّليّهء مرحوم حضرت آقاى حدّاد بودند . مرحوم علّامهء والد با ايشان روابطى صميمى داشتند و در آثارشان در مواضعى ، از ايشان ياد نمودهاند كه حقير به نقل برخى از عبارات ايشان در شرح حال مرحوم حاج عبدالزّهراء بسنده مىنمايم :
دوستى داشتم به نام حاج عبدالزّهراء گرعاوى نجفى از اهالى اطراف نجفأشرف ، از قبيله گرعاوى و از مُعيدىهاى آنجا ، و ليكن از طفوليّت در نجفاشرف بوده است . مردى بود بسيار باهوش و سريعالانتقال و تندذهن ، و در عين حال متديّن و عاشق حضرت أباعبدالله الحسين عليهالسّلام ، داراى حال بكاء و گريههاى طولانى و شوريده ، و بدين جهت نيز از مكاشفات صوريّه و مثاليّه نيز برخوردار بود .
شغلش در بغداد و منزلش در كاظمين عليهالسّلام ، و خود نيز داراى ماشين سوارى بود و خودش رانندهء آن بود ، و شبهاى جمعه براى زيارت به كربلا مشرّف ميشد ، و غالباً براى صلهء أرحام خود و زيارت قبر مطهّر حضرت أميرالمؤمنين عليهالسّلام به نجف اشرف مىآمد .
سابقهء آشنائى و دوستى من با ايشان بيستوسه سال است ، و يك سال
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 172
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص١٧٢