پس از مرحوم حضرت آقاى انصارى علّامهء والد ايشان را به شاگردى و ارادت حضرت آقاى حدّاد دعوت نمودند ، ولى ايشان اعتقادى به لزوم استاد و قرارگرفتن در تحت تربيت عملى وى نداشتند و لذا علّامهء والد ميفرمودند :
حاجآقا اسمعيل نسبت به مرحوم حضرت آقاى انصارى نيز شاگرد سلوكى نبودند و فقط از مجالس و نفس ايشان استفاده مىنمودند .
ايشان همانطور كه از آغاز راه با جذبه و محبّت مسير را طىّ نموده بودند گمانشان بر آن بود كه ادامهء راه نيز مىتوان به همين منوال طىّنمود ، لذا خود را در تحت تربيت مرحوم حضرت آقاى حدّاد قرار ندادند ، ولى به حضرت آقاى حدّاد و مقام معنوى ايشان معتقد بودند و در سفرها از محضر ايشان و بركات نفس قدسيشان استفاده مىنمودند و مرحوم حدّاد نيز به ايشان به خاطر همان صدق و خلوصى كه واجد بودند محبّت داشتند كه اين معنى از نامههاى ايشان كه علّامهء والد در روحمجرّد نقل فرمودهاند معلوم مىشود . « 1 »
يكسال در شب عاشورا كه به اتّفاق عدّهاى از رفقاء در كربلاى معلّى در خدمت مرحوم حدّاد بودهاند ، خطاب به ايشان عرض مىكنند : آقا خوب است حرمى هم مشرّف شده و دستى به سر اين كور و كچلها بكشيد و حاجاتشان را بدهيد ! « 2 »
هامش
( 1 ) . رجوع شود به : روحمجرّد ، ص 539 و 540 .
( 2 ) . يعنى شما كه از مقرّبين پروردگار و مورد عنايت خاصّ امام حسين عليهالسّلام هستيد ، خوب است به حرم مشرّف شده و عنايتى به زوّار آن حضرت فرموده و ايشان را نزد جدّتان شفاعت نمائيد .
اين تعبير ايشان به منظور بيان عجز و نياز زائرين و متوسّلين به حرم حسينى و علوّ مقام مرحوم حدّاد بوده و ايشان قصد بىاحترامى به زوّار را نداشتهاند ، ولى در هر صورت اين نحوه تعابير نسبت به زائران حضرت سيّدالشّهداء سلاماللهعليه به هيچوجه صحيح ل نيست ؛ زيرا زائر به واسطهء اتّصال و ارتباطى كه با مزور پيدا مىكند به شرف او مشرّف شده و به حرمت او محترم مىگردد .