تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
حضرت حجّت عجّل الله تعالى فرجه با بيان و شمشير است و با تبليغ و قدرت اين ندا بايد به گوش جهانيان برسد ! گفت : سوگند به خدا كه منظور من هم همين بوده است ولى تا به حال كسى را نيافته‌ام كه اين مطلب را متوجّه شده باشد ! و براى بنده‌زادهء ارشد : آقاى حاج سيّد محمّدصادق طوّل‌الله‌عمره وصيّت كرده بود كه بعد از رحلتش اين شمشير را به او بدهند ، و لذا بعد از رحلت ايشان داماد وحيدشان آقاى آقا سيّد محمّد اين شمشير را به طهران آورد و به بنده‌زاده تسليم كرد . مرحوم اللهيارى در زمان جوانى طبق گفتهء خود اسبى داشت كه بر روى آن روزها سوار مىشد و اين شمشير را دست مىگرفت و به بيابان مىرفت و در آنجا اسب و شمشير را به جولان در مىآورد و حضرت مهدى أرواحنا فداه را صدا مىزد و إعلام آمادگى و نصرتش را به زبان مىگفت . در حسينيّهء اللهيارى قرآن و مفاتيح و كتاب حافظ شيرازى و شمس مغربى و ديوان هيدجى و بعضى از دواوين ديگر موجود بود . اللهيارى به كسالت قلب مبتلى شد و پس از يك‌سال معالجه در ابهر درگذشت و همانجا مدفون شد ؛ رحمةالله‌عليه . « 1 » حاج مؤمن شيرازى ( ره ) مرحوم حاج عبّاسعلى شاهچراغيان مشهور به حاج مؤمن شيرازى رحمةالله‌عليه ، انسانى بسيار مخلص بود و روى همين اخلاص نسبت به مرحوم آقاى انصارى رضوان‌الله‌عليه ارادت خاصّى پيدا كرده و با مرحوم آيةالله دستغيب نيز مرتبط و با حضرت والد نيز عقد اخوّت بسته بود . در كتاب شريف
هامش
( 1 ) . سرّالفتوح ناظر بر پرواز روح ، ص 106 تا 108 .