تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
بايد به حال ايشان رسيدگى كنيد . ايشان گفتند : من بدون اينكه كسى مطّلع شود رسيدگى مىكنم ؛ هر چند ماه يك بار به او مىگويم بيا و هرچه مىخواهى از مغازه بردار و هر وقت فروختى پولش را بياور . شغل حاج اللهيارى نيز بزّازى بود و معلوم شد آن پيرمرد نورانى كه او نيز در اطراف ابهر ساكن بود ، هرچه مىخواسته از ايشان پارچه برمىداشته و كم‌كم مىفروخته است ؛ با اين همه حضرت والد به حاج اللهيارى فرمودند : مىدانم شما رسيدگى مىكنيد ولى باز هم بيشتر به ايشان كمك كنيد . ايشان به امام زمان صلوات‌الله‌عليه بسيار علاقمند بود ، حسينيّه‌اى داشت كه در آن منبرى گذاشته و شمشيرى در غلاف را نيز به دستهء منبر آويزان كرده بود . بنده يك روز از او پرسيدم : فلسفهء اين شمشيرى كه در اين محلّ آويزان نموده‌ايد چيست ؟ گفتند : جوان بودم و بسيار علاقمند و شيفتهء حضرت صاحب سلام‌الله‌عليه ، روزهاى جمعه با اسب و شمشير به صحرامىرفتم ، شمشير را از غلاف درآورده و با اشك و آه و زارى حضرت را صدا مىزدم كه يا حجّةبن‌الحسن كجائى ؟ من به ياد شما هستم و براى نصرت شما آماده‌ام ؛ هر هفته روزهاى جمعه كار من همين بود . « 1 »
هامش
( 1 ) . قالَ أبوعَبدِاللَهِ عَلَيه‌ِالسّلامُ : لِيُعِدَّنَّ أحَدُكُم لِخُروجِ القآئمِ و لَو سَهمًا فإنَّ اللَهَ إذا عَلِمَ ذلِكَ مِن نِيَّتِهِ رَجَوتُ لِأنْ يُنسِئَ فى عُمُرِهِ حتَّىيُدرِكَهُ و يَكونَ مِن أعوانِهِ وَ أنصارِهِ . « امام صادق عليه‌السّلام مىفرمايد : بايد هر كدام از شما براى خروج قائم هر چه مىتواند آماده نمايد ، حتّى اگر شده يك تير ؛ چرا كه خداوند چون از نيّت او آگاه شود اميدوارم كه به مقدار عمر او بيافزايد تا آن حضرت را ادراك كرده و از اعوان و انصار او گردد . » ( بحارالأنوار ، ج 52 ، ص 366 ) شايد اين كار مرحوم حاج اللهيارى نيز از باب عمل به همين دستور بوده است ؛ رحمة الله عليه رحمة واسعة .