تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
رسول خدا صلّىالله‌عليه‌وآله بود ، بارها از او مىشنيديم كه مىگفت : سادات چهل منزل از ديگران جلوتر هستند ، ولى اگر خطا هم بكنند دوبرابر چوب مىخورند . به واسطهء نور باطن و صفاى ضميرى كه داشت برخى از اهل علم كه ناخالصى داشته و ظاهر و باطنشان يكى نبود ، از او فرار مىكردند و وقتى او وارد مجلس مىشد ، آنها زود از آنجا مىرفتند . خود ايشان گاهى براى حقير نقل ميكرد كه با برخى از اهل علم بحث مىكنم و آنان را مجاب مىكنم كه اعمالتان براى خدا نيست . و به واسطهء نورانيّتى كه داشت كذب و نفاق آنان را رو ميكرد ؛ مثلًا برخى از آنها با اينكه محبّت و ارادتى به او نداشتند ، در ظاهر مىگفتند : حاج هادى ما خيلى مخلصيم و ارادت داريم . او در جواب مىگفت : چُخ دروغ ميگى ! ( يعنى خيلى دروغ ميگوئى ! ) گاهى آن شخص مىگفت : نه اينطور نيست ، بنده مخلص شما هستم . او بلافاصله از ضمائر و افعال او خبر ميداد و اثبات ميكرد كه رگه‌هائى از نفاق در او وجود دارد . « 1 »
هامش
( 1 ) . اين علما از زمرهء علماى سوء بودند كه در معاصى غرق شده و بر حطام دنيا بر يكديگر تسابق مىجستند و براى دنياى خود تبليغ ميكردند و وجودشان واقعاً بوى تعفّن مىداد و فسقشان علنى بود . در زمان تحصيل در قم حقير ميديدم كه اين افراد در إقامهء صلوة ميّت بر بزرگان ، هر كدام بر ديگرى تسابق دارد و برخى از سهم امام كاميون كاميون رسالهء خود را مجّاناً به اين طرف و آن طرف مىفرستادند و افرادى كه بيرونى آنها را اداره مىكردند ، زوّارى را كه به قم آمده و از همه‌جا بىخبر بودند جمع نموده به منزل ايشان مىآوردند تا منزل ايشان پررونق باشد . با اين همه ، مرحوم حاج هادى باز هم ابتداء به ساكن با اين دسته علماى سوء چنين