تعابير مكتوب از ايشان به عنوان برادر ياد كردهاند .
محبّت و ارادت ايشان نسبت به والد ماجد همراه با خيرخواهى و شفقت و توأم با دلبستگى و دلدادگى بود و در مقايسه با محبتّى كه نسبت به ساير رفقاء داشتند حقّاً ممتاز و خاصّ بود ، و اين حال در مواضع مختلفى در رفتار ايشان بروز و ظهور داشت و در مشكلات و سختىها رفيقى وفادار براى والد معظّم بودند .
از برخى حكاياتى كه والد معظّم از ايشان نقل فرمودهاند ، اين حال معلوم است .
از جمله زمانى كه مرحوم علّامهء والد علماء بلاد را براى حمايت و آزادى رهبر فقيد انقلاب مرحوم آيةاللهالعظمى خمينى رحمةاللهعليه به طهران دعوت
هامش
نازل شد ، آن حكم أوّلى منسوخ شد و حكم اخوت از اين جهت از بين رفت . و بنا شد كه أفراد از همديگر بر أصل رَحِمِيَّت إرث ببرند . ( ولايت فقيه در حكومت اسلام ، ج 1 ، ص 78 )
با اين همه اين عقد اخوّت مختصّ به زمان حضرت رسولالله صلّى الله عليه وآله وسلّم و به تعيين خاصّ آن حضرت بوده است و پس از آن در ميان أصحاب أئمّه عليهمالسّلام هيچ جائى را سراغ نداريم كه أصحاب با يكديگر عقد اخوّت خوانده باشند يا روايتى در ترغيب به انشاء يك اخوّت خاصّ ميان دو تن وجود داشته باشد ، بلكه هر چه هست تشويق به مراعات حقوق اخوّت عامّه ميان مؤمنين است كه همهء مؤمنين را دربر مىگيرد .
و مسلّماً اگر چنين چيزى در ميان أصحاب أئمّه وجود داشت شايع مىشد و خبرش به ما نيز مىرسيد . لذا از اينجا مىتوان اطمينان تحصيل كرد كه چنين چيزى در ميان شيعيان وجود نداشته و آنچه امروزه مرسوم است سنّتى حادث است كه در شرع وارد نشده است و چون اطمينان به عدم ورود آن داريم انجام اين عمل رجاءً نيز خالى از وجه است .
بله ، اگر دو رفيق با هم قرار بگذارند كه حقوق خاصّى را نسبت به يكديگر مراعات كنند و با هم بر محدودهء اين حقوق توافق نمايند ، به عنوان يك توافق و عقد شخصى ممكن است ؛ ولى چنين چيزى در شرع وارد نشده است .
* . صدر آيه 10 ، از سورهء 49 : الحجرات .
* * . قسمتى از آيه 75 ، از سورهء 8 : الأنفال .