در مباحث سابق نيز اشاره شد كه حضرت علّامهء والد قدّسسرّهالشّريف مىفرمودند : مقامات و مكاشفات و كرامات ، اثباتاً و نفياً دلالت بر كمال سالك و عدم آن ندارند ، بلكه اقتضاى شاكله و نوع نفوس است كه برخى زياد خواب مىبينند و برخى كم ، براى بعضى باب مكاشفه باز است و براى بعضى بسته . و چهبسا وجود اين امور سدّ راه تعالى و رشد سالك شود و عطش طلب او را براى تحصيل توحيد حضرت پروردگار فرو نشانده و به همين امور خسيسه قانع شود ، يا كثرت اين خوابهاى صادق و مكاشفات ، سالك را مبتلاى به عُجب و خودبينى كرده و او را در ورطهء هلاكت بيندازد و لذا سالكانى كه سلوك آنان ساده و عارى از اين خوارق عادات است ، كمخطرتر و بهتر به مقصود مىرسند .
سالكى كه مقصد خود را عالم توحيد ميداند ، زندگى او در دنيا به اقتضاى همين عالم ، عادى و بر اساس سنّت و أسباب إلهى بايد باشد . روزى حضرت علّامهء والد به يكى از شاگردان كه قدرت تصرّف براى او حاصل شده بود و از خود إظهار كرامات ميكرد ، فرمودند : خداوند وقتى شمشيرى برّان به كسى مىدهد نبايد او همينطور از آن استفاده كند ، بلكه بايد آن را در نيام داشته تا در وقت ضرورت ، آن هم به إذن حضرت پروردگار ، بيرون كشد . سالكى كه روح تسليم در برابر استاد بر او حاكماست و صاحب اين اموراست ، نه فقط به آن تعلّق خاطر نداشته و از آن استفاده نمىكند بلكه راه تصرّف را براى استاد خود باز مىكند تا در صورت مصلحت ، استاد قدرت اين كشف و كرامات را از او بگيرد ! و در عوض آن سالك را به مراتب بالاترى سوق داده و كمالات بهترى نصيب او شود .
علّامهء والد قدّسسرّه در اين زمينه حكايت بسيار نافعى را نقل مىفرمودند كه چون در جُنگ خطّى خود نيز آوردهاند ، در اينجا به عين الفاظ ايشان نقل مىشود :
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 738
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٧٣٨