خيمه و خرگاهشان را در لامكان زده بودند . و قياس أمثال حضرت آقاى حدّاد و مقامات ايشان با اين بزرگواران قياس معالفارق است .
مقام حضرت آقاى حدّاد أفاضالله علينا من بركات تربته ، مقام : لى مَعَ اللَهِ حالاتٌ لايَسَعُنى مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لا نَبىٌّ مُرْسَلٌ است كه از هر تعيّن و اسم و رسمى خارج مىباشد .
مرحوم آقاى حاج محمّدحسن بياتى رحمة الله عليه مىگفتند : شبى در منزلى در خدمت حضرت آقاى أنصارى همدانى رحمة الله عليه دعوت داشتيم .
شيخى را آنجا ديديم بسيار نورانى ، گونههايش مانند دو حقّهء نور مىدرخشيد .
قبل از اينكه حضرت آقاى أنصارى تشريف بياورند ، سر صحبت را با ايشان باز كرديم و معلوم شد كه تاركدنيا است و مطلقاً حيوانى نمىخورد و نيز صاحب طىّالأرض است . مىگفت : هرجا اراده كنم مىروم ؛ اگر بخواهم مكّه باشم ، مكّهام و اگر بخواهم مدينه باشم در مدينهام ، و اين را براى خود بسيار مهمّ مىديد .
تا اينكه آقاى انصارى تشريف آوردند و ابّهت ايشان كه خاصّ أولياء إلهى و حاملان نور توحيد حضرت پروردگار است ، آن شيخ را مجذوب آقاى أنصارى كرد ، رو كرد به ايشان و با احترام عرض كرد : آقا ! من طىّالأرض دارم و مىخواهم آن را به شما بدهم ! آقاى أنصارى فرمودند : ما نيازى به اين چيزها نداريم ! آن شيخ يكباره تكانى خورد و گفت : آقا ! اين طىّالأرض را تا به حال به كسى ندادهام و به هر كسى بگويم ، با جان و دل بدون تأمّل قبول مىكند .
چرا شما آن را نمىپذيريد ؟ آقاى أنصارى فرمودند : ما بالاتر از اينها را داريم ! آن شيخ از علوّ همّت و كلمات آقاى أنصارى در حيرت و تعجّب فرو رفت . حضرت آقاى أنصارى شروع به صحبت با ايشان كردند و اين شيخ چنان شيفتهء ايشان گشته بود كه تا آخر مجلس ، دو زانو و با كمال أدب نشسته و محو ايشان
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 733
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٧٣٣