شيخ عبد الله پياده ، طىّالأرض دارند ، ايشان را به منزل دعوت كرده و كف گيوهء آقا شيخ عبد الله را با خودكار قرمز خطّى كشيدم ، ايشان آن روز به شيراز رفتند و پس از مدّتى كه برگشتند كف گيوهء ايشان را نگاه كردم . نهتنها آن خط قرمز از بين نرفته بود بلكه كمرنگ هم نشده بود و چون هيچوقت ماشين سوار نمىشدند يقين كردم كه آقا شيخ عبد الله با طىّالأرض به اينطرف و آنطرف مىروند .
روزى مرحوم حاج آقا معين مىگفتند : آقا شيخ عبد الله مىگويند : بيست سال زحمت كشيدم تا طلا و خاك برايم يكسان شد ! حضرت علّامهء والد فرمودند : ما بدون زحمت ، طلا برايمان از خاك نيز كمارزشتر است ! و حاج آقا معين از سخن ايشان ، بسيار تعجّب كردند .
حضرت علّامهء والد رياضتهائى كشيدند و ابتلائات و شدائدى را تحمّل نموده و از امتحانات سختى عبور كردند كه تصوّر آن جز براى أوحدىّ از أهل معرفت ممكن نيست . أمّا با همهء اينها ، هدف ايشان صرفاً توحيد و توجّه و عشق و محبّت به حضرت پروردگار بود و جز براى آن ، تلاشى نمىكردند . و وقتى عشق و محبّت پروردگار در دل رسوخ كرد و مجامع قلب سالك را در آتش خود گرفت ، دنيا و مافيها بلكه آخرت و عوالم ملكوت ، در جنب پروردگار عالم براى او جلوه و ارزشى ندارند تا بخواهد براى تحصيل آنها مجاهده كند و در نتيجه خودبهخود ارزش طلا در نزد وى از خاك نيز كمتر ميگردد . مراد ايشان نيز همين بود كه ما بدون اينكه رياضتى را براى اين جهت تحمّل كنيم ، اين آثار برايمان حاصل شده است ؛ « چون كه صد آمد ، نود هم پيش ماست » .
حضرت علّامهء والد قدّسسرّه افرادى همانند آقا شيخ عبد الله پياده ، حاج محمّدعلى فشندى و ديگران را كه اهل كشف و كرامات بودند ، افرادى صالح ، متّقى ، مصفّا و بزرگوار مىدانستند و با أمثال اين بزرگواران روابط حسنه داشتند ، أمّا انس و الفت ايشان فقط با كسانى بود كه گردوغبار دو عالم را از خود تكانده و
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 732
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٧٣٢