لَهُ مَالِكًا فَأَرْسَلَهُ وَ رَحِمَ بِهِ أُمَّةً ، وَ كَذَلِكَ الصَّبْرُ يُعَقِّبُ خَيرًا ؛ فَاصْبِروا وَ وَطِّنوا أَنْفُسَكُمْ عَلَى الصَّبْرِ تُؤجَروا « 1 » .
« كسى كه از إسارت كفر و كثرت رهايى يافته و به وحدت حضرت حقّ ، گلبانگ آزادى و حريّت سر مىدهد ، در همهء أحوال آزادمرد است و سرسوزنى از توحيد حضرت پروردگار تنزّل نمىكند ! اگر نوائب و مصائب روزگار او را در پرّهء خود بگيرند هرگز نمىشكند ، خواه اسير و خوار شود يا مبتلاى به عسرت و ضيق معيشت گردد .
مگر نبود يوسف صدّيق و امين صلوات الله عليه با اينكه او را به بندگى بردند و اسير و خوار ساختند و تنها در تاريكى چاه يله و رها كردند ، ذرّهاى از عبوديّت و حريّت آن پيامبر كاسته نشد و آن قدر صبر و استقامت كرد تا خدا بر او منّت نهاد و پادشاه جبّار و متجاوز مصر را كه روزى سيّد و مالك حضرت يوسف بود ، عبد ذليل آن حضرت گردانيد . و بر أثر صبر ، خلعت رسالت بر او پوشاندند و آن حضرت سحاب مهر خدا شد تا باران رحمت پروردگار را بر امّتش ببارد .
آرى صبر و پايمردى در صراط مستقيم چنين خير عظيمى را به دنبال دارد ؛ پس صبر را پيشهء خود سازيد و با مجاهده خود را بر صبر و استقامت وادار كنيد ، تا أجر و پاداش برده و از نعيم ولايت بهرهمند شويد . »
به دُرد و صاف تو را حكم نيست خوش در كش * كه هر چه صافى ما كرد ، عين الطاف است « 2 »
حضرت علّامهء والد مىفرمودند : سالك بايد وادى بلا را با پاى صبر و شوق و با توكّل و التجاء به درگاه حضرت حقّ و استعانت از نماز و روزه پشتسر
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 89 ، ح 6 .
( 2 ) . ديوانحافظ ، ص 26 ، غزل 51 .