عادت دهم ؛ اين ظرف فالوده را ببريد ! »
حضرت علّامهء والد قدّس الله نفسه الزّكيّه كه در پرتو سيرهء أهلبيت عليهم السّلام سلوك كرده و آيين بندگى را به جاى مىآوردند ، زهد و تواضع در مأكل و مشرب از ايشان مشاهَد و عيان بود . اگر در سفره ، هم نان تازه و هم نان بيات داشتيم ، ايشان هميشه نان بيات را تناول مىكردند . بارها خانم والده به ايشان مىگفتند : آقا ! اگر نان تازه را نخوريد فردا اين هم بيات شده و باز بايد نان بيات ميل كنيد ، ولى معذلك ، والد معظّم همان نان بيات را تناول مىكردند .
گاهى ميوهء تازه خدمت ايشان آورده مىشد و مىدانستيم كه به تناول آن ميل زيادى دارند ، ولى روى همين جهات تناول نمىفرمودند .
بارها اتّفاق مىافتاد كه از منزل دوستان و رفقا غذايى را كه از سر محبّت و إخلاص ، طبخ كرده و به رسم هديّه ، براى ايشان مىآوردند ، با اينكه شبههاى هم در آن نبود ، أمّا معذلك ميل نمىكردند و مىفرمودند : اين غذا را براى فلان منزل ببريد .
خوردن ، آشاميدن ، خوابيدن ، برخاستن و بالجمله تمام رفتار و هيئت سالك بايد از عبوديّت او حكايت كند و اگر بندگى او را به عيار صدق محك زنند ، سره و خالص باشد .
امام صادق عليهالسّلام دربارهء رسولخدا صلّى الله عليه و آله وسلّم مىفرمايند :
كانَ رَسولُاللَهِ صَلَّى اللَه عَليهِ وَ ءَالِهِ يَأْكُلُ أَكْلَ العَبْدِ وَ يَجْلِسُ جُلوسَ العَبْدِ وَ يَعْلَمُ أنَّهُ عَبْدٌ . « 1 »
« رسولخدا صلّى الله عليه و آله وسلّم همواره بسان عبد غذا تناول ميفرمود و بسان عبد مىنشست و آن حضرت يقين داشتند و مىدانستند كه حقًّا و حقيقةً بندهء پروردگارند و لذا عبوديّت و بندگى در سيره و
هامش
( 1 ) . همان مصدر ، ص 419 ، ح 31 .