و بعضى از بدن مبارك حضرت روى زمين بود و بالشى كه از ليف خرما پر شده بود زير سر داشتند . پس بر حضرت سلام كرد و نشست و گفت : اى رسول خدا ! شما برگزيدهء خدا و بهترين بندگان او اينچنين ، و كسرى و قيصر كه دشمنان خدا هستند بر تختهايى از طلا و فرشهاى ديبا و حرير مىخوابند و پا مىگذارند ! رسولخدا صلّى الله عليه و آله فرمودند :
« أُولَكَ قَوْمٌ عُجِّلَت طَيِّباتُهُم وَ هىَ وَشيكَةُ الانقِطاعِ و إنَّما أُخِّرَت لَنا طَيِّباتُنا . « 1 »
« ايشان گروهى هستند كه لذّتها و خوشىهايشان زودتر در دنيا به آنان داده شده در حالى كه به زودى پايان مىپذيرد و لذّتهاى ما به عالم آخرت كه جاودانه است ، واگذار شده است . »
لذا مىبينيم كه زهد در عاجل دنيا عنوان سيرهء عملى اين حجج إلهيّه صلوات الله عليهم أجمعين است . روزى در مسجد قبا براى رسولخدا صلّىالله عليهوآلهوسلّم مخلوطى از شير تازه و عسل آوردند . حضرت يكىدو جرعه نوشيدند و ظرف را زمين گذاشتند ! گفتند : آيا حراماست كه نمىنوشيد ؟
فرمودند :
لا ، اللَهُمَّ إنّى أَدَعُهُ تَواضُعًا لِلَّه . « 2 »
« نه ، بار پروردگارا ، اين نوشيدنى را براى تواضع در برابر خداوند ترك مىكنم . »
و نيز روزى براى أميرالمؤمنين عليهالسّلام ظرفى فالوده هديه آوردند ، حضرت نگاهى به صفا و طراوت آن كرده و انگشت مبارك خود را در فالوده زدند و مزهء آن را چشيده و فرمودند :
إنَّ الْحَلالَ طَيِّبٌ وَ ما هُوَ بِحَرامٍ وَلَكِنِّى أَكْرَهُ أَن أُعَوِّدَ نَفْسى ما لَم أُعَوِّدْها ؛ ارْفَعوهُ عَنّى ! فَرَفَعوهُ . « 3 »
« غذاى حلال ، پاك و گوارا بوده و حرام نيست . امّا دوست ندارم نفس خود را به چيزى كه عادت ندارد ،
هامش
( 1 ) . مجمعالبيان ، ج 9 ، ص 132 .
( 2 ) . بحارالأنوار ، ج 63 ، بابالتّواضع ، ص 322 ، ح 2 .
( 3 ) . همان مصدر ، ص 323 ، ح 3 .