ايشان در علم بسيار تعريف و تمجيد مىنمودند .
به ياد دارم در مجلسى كه عدّهاى از علماء أعلام حضور داشتند و بنده نيز همراه والد معظّم قدّس الله نفسه الزّكيّه در آن محفل شركت كرده بودم ، حضرت آية الله حاجّ شيخ مرتضى حائرى ، به علماء مجلس رو كرده و فرمودند : « حقّ اين بود كه اداره و مديريّت تدريس خارج حوزهء علميّه را آقاى حاج سيّدمحمّدحسين بجاى ما به عهده ميگرفتند ! »
اين كلام در فضيلت و منقبت مقام علمى ايشان در حالى صادر شد كه حضرت علّامهء والد تنها بعضى از دروس سطح مانند مكاسب شيخ أنصارى رحمة الله عليه و كفايةالاصول مرحوم آخوند خراسانى رحمة الله عليه را در حدّ سطح و يا بين سطح و خارج از ايشان درس گرفته بودند . و گويا ايشان با فراست خود ، نور علم و فقه را در والد معظّم رضوان الله عليه دريافته بودند .
برخى از علماء طهران نيز كه به مقام و منزلت علمى ايشان واقف بودند ، از تبحّر و تضلّع ايشان در علوم ، بسيار تجليل كرده و آن را مىستودند . بسيار اتّفاق مىافتاد كه در مسائل مستحدثه از محضر ايشان استفاده نموده و به ايشان رجوع مىكردند و والد معظّم حكم آن مسائل را بيان مىفرمودند .
بطور كلّى حضرت ايشان هيچگاه از خودشان تعريف نكرده و در مقام خودستايى نبودند و أبداً ديده نشد كه از خود تمجيد كنند ، ولى گاهى در ضمن بعضى مباحث و گفتگوها ، ما به مقام علمى ايشان از منظر ديگر علماء و فقهاء پى مىبرديم .
يك روز مىفرمودند : بعد از آن كه رسالهء رؤيت هلال طبع شد ، يك نسخه از آن را براى حضرت آية الله حاج سيّد أحمد خوانسارى رحمة الله عليه فرستادم .
بعد از مدّتى كه بين ما و ايشان ملاقاتى صورت گرفت ، ايشان فرمودند :
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 64
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٦٤