تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
ابن‌رسول‌الله ! چرا مرا از وارد شدن منع فرموديد با اينكه من از شيعيان و مواليان شما مىباشم ؟ حضرت فرمودند : چون تو پسر عموى ما را از ورود در خانه‌ات منع نمودى . اشك از ديدگان أحمدبن‌إسحق جارى شد و قسم ياد كرد كه غرض از ردّ كردن حسين‌بن‌حسن فقط نهىازمنكر بوده و مىخواسته سبب توبهء وى از شرب خمر شود . حضرت فرمودند : راست گفتى ولى به‌هرحال بايد سادات را به جهت انتسابشان به ما تجليل و إكرام نموده و احترام ايشان را مراعات نمائى و كارى نكنى كه موجب حقارت و پستى ايشان شود كه اگر چنين كنى از زيانكاران خواهى بود . وقتى كه أحمدبن‌إسحق به قم بازگشت و أشراف و بزرگان قم به ديدار وى آمدند و حسين‌بن‌حسن نيز با ايشان بود ، أحمدبن‌إسحق به استقبال حسين‌بن‌حسن شتافت و او را احترام كرده و در صدر مجلس نشاند . حسين از اين رفتار تعجّب نمود و از سبب آن سؤال كرد . و أحمدبن‌إسحق آنچه را برايش در محضر امام عسكرى عليه‌السّلام اتّفاق افتاده بود نقل نمود . حسين با شنيدن اين امر از أفعال قبيح خويش پشيمان شده و توبه نمود و به منزل خود بازگشت و شرابها را ريخت و آلات و وسائل شرب خمر را شكست و از آن پس از اتقياء و صلحاء أهل عبادت و ورع گشت و هميشه ملازم مسجد بود و به اعتكاف مىپرداخت ، تا اينكه رحلت نمود و نزديك مزار حضرت فاطمهءمعصومه سلام‌الله‌عليها مدفون گشت . » تكمله : بارى ، غرض از سير و سلوك ، تصحيح ذهن و ايجاد نگرشى توحيدى به عالم هستى و نيز تحقّق نفس به علوم و معارف إلهى مطابق با واقع است ، چرا كه حقيقت انسان كه در روز قيامت ظاهر شده و انسان إلىالأبد از مائدهء آن بهره‌مند