مقصد نيز در أمر فتوا و بيان حكم شرعى و تربيت نفوس و سيردادن آنها به مبدأ أعلى ، از همه جهت مانند امام معصوم عليهالسّلام نسيتند و اين أمر از تفاوتهاى مهمّ غير معصومين با معصومين عليهم السّلام مىباشد .
امام عليهالسّلام نفوس را هميشه از نزديكترين راه و با بيشترين سرعت به سوى خداوند متعال سوق مىدهد و در أمر تربيت و هدايت در نهايت كمال و جامعيّت بوده و نفس او حقيقت صراط أقوم است . ولى أولياء مخلَص در عين اينكه صراطشان مستقيم است ، نحوهء تصرّف و تدبير و تربيتشان به حسب شواكل و سعهء نفوس و نورانيّت آنها متفاوتاست ؛ برخى از طريقى نفوس را سير مىدهند و برخى از طريقى ديگر و برخى از چند طريق - چنان كه در فرمايش مرحوم حضرت آقاى حدّاد در مقايسهء روش خود با مرحوم حضرت آقاىانصارى قدّسسرّهما گذشت - و برخى به تعبير علّامهء والد مانند ماشين كوچكى مىباشند و برخى مانند قطار و برخى همچون هواپيما و ظرف هر يك و سرعت سيرشان متفاوت است . و گاه ممكناست يكى از ايشان شاگردى از شاگردان خود را به نزد استاد ديگرى بفرستد تا روش و طريقهء تربيت وى را بياموزد و پس از آنكه شاگرد آن روش را آموخت ، به نزد استاد اوّل آمده و شرح جريان را مىدهد و وى نيز بدان شيوه از تعليم و تربيت مطّلع ميگردد ، كه در كتاب شريف روح مجرّد به اين أمر اشاره نمودهاند . « 1 »
روى همين اصل ، حالات ظاهرى أولياء إلهى و آراء و نظرات و فتاواى ايشان گاه با هم متفاوتاست . أولياء إلهى اگر اراده كنند كه حكم واقعى را از آبشخوار و منبع آن تلقّى كنند ، به يك اراده اين امر تحقّق مىپذيرد ، و چهبسا احكامى را به همين كيفيّت تلقّى نموده باشند و وجه آن براى ديگران مجهول
هامش
( 1 ) . روح مجرّد ، ص 489 .