حضرت سلام كرد . امام صادق عليه السّلام فرمودند : كفشت را رها كن و در تنور بنشين ! كفش را گذاشت و در تنور جلوس كرد و حضرت رو كردند به خراسانى و با او دربارهء خراسان سخن مىگفتند به گونهاى كه گويا خراسان را مىبينند .
پس از مدّتى فرمودند : اى خراسانى ! برخيز و در تنور نظر كن .
سهلبنحسن خراسانى گفت : برخاستم و ديدم كه هارون مكّى چهارزانو در تنور نشسته است . بعد از تنور بيرون آمد و به ما سلام نمود . امام عليهالسّلام فرمودند :
در خراسان چند نفر مانند اين وجود دارد ؟ خراسانى گفت : قسم به خدا يك نفر هم نيست . حضرت فرمودند : آرى ، قسم به خدا يك نفر نيز مثل او نيست . بدان كه ما خروج نمىنمائيم در زمانهاى كه پنجنفر يار و ياور كه مطيع أمر ما باشند نداشته باشيم ؛ و ما به شرائط زمان و أحوال آن آگاهتر مىباشيم . »
در اين روايت مىبينيم كه حضرت شيعيان و مواليان خود را به إطاعت مطلقه و تبعيّت محض دعوت مىكنند و شيعهء مخلصى همچون هارون مكّى را كه در اطاعت امر إمام خود چون و چرا و تعلّل ندارد ، به عنوان اسوه و الگو معرّفى مىنمايند و هارون مكّى نيز چون به عصمت و طهارت مطلقهء امام عليهالسّلام واقف است ، در اطاعت أمر آن حضرت تأمّل نكرده و بىهيچ درنگى به امر حضرت مبادرت مىنمايد .
سرّ لزوم پيروى و اطاعت مطلق از أولياء إلهى و كاملين از مواليان اهلبيت عليهم السّلام ، اينستكه اين أولياء گرچه داراى مقام عصمت مطلقه از ابتداى حيات تا پايان آن نيستند ، ولى از آنجا كه بعد از وصول به مقام فناء فعلشان عين فعل خداست ، جز حقّ از ايشان سر نمىزند .
تفصيل اين اجمال آنكه : مسلّماً أولياء كامل همچون أئمّه عليهم السّلام نيستند كه از آغاز كودكى معصوم باشند . ممكناست در طول طريق لغزش يا لغزشهايى از ايشان سر زده باشد و آن را تدارك نموده باشند . و پس از وصول به
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 556
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٥٥٦