صحيحى نمىدانستند .
البتّه مىفرمودند : إخلاص أمرى قلبىاست و قابل تشخيص نبوده و تنها خداست كه از نيّات و ضمائر بندگان خود آگاهاست .
لذا روزى در محضر ايشان گفته شد : فلانى ، إخلاص بيشترى در عمل از فلان كس دارد ! ايشان فرمودند : از كجا مىگوئيد ؟ درجهء إخلاص را خدا ميداند .
اگر بگوئيم ظاهر فلانى از ديگرى أصلح است ، مثلًا محاسنش را نمىزند ، نماز را در أوّل وقت بجا مىآورد ، قابل قبول است ، چون أمرىاست ظاهرى ؛ به خلاف إخلاص كه با اين ظواهر معلوم نمىشود .
و مىفرمودند : نبايد پيكرهء عمل را ملاك قرار داد و عمل شخصى را به خاطر ظاهر كوچك آن ، حقير و ناچيز شمرد . چهبسا اين عمل كوچك با إخلاص و نيّت خالص ، همراه بوده است . و روى اين جهت دربارهء بعضى از أفراد كه پاتوقدار مسجد قائم بوده و تحت أوامر ايشان نبودند و سرِخود عمل كرده و مايهء ناراحتى و نارضايتى ايشان مىشدند ، با وجود اين رفتارها به بنده مىفرمودند : اينها اگرچه در صراط مستقيم نيستند ولى همين نمازى كه مىخوانند ، نزد خدا مأجورند . يك « لا إله الّا الله » كه بر زبان مىآورند ، در پيشگاه خدا مأجورند و عمل آنان تباه نمىشود ، و نمىتوان به ديدهء حقارت بدانها نگريست .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 539
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٥٣٩